قرائت› دفتر ۱› بخش ۸۹ - باز گفتن بازرگان با طوطی آنچ دید از طوطیان هندوستان› بیت ۱۶۸۶
M1:1686 — من تمام این نیارم گفت از آن / منع میآید ز صاحب مرکزان
M1:1686
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
نمیتوانم این راز را به طور کامل فاش کنم، زیرا اولیای الهی و صاحبان معرفت که مرکز عالم معنا هستند، مرا از گفتن باز میدارند.
مولانا پس از اشاره به قدرت شگرف «صاحبدلان» یا اولیای الهی بر قلبها و توانایی آنها در محو و اثبات خاطرات و اندیشهها، ناگهان سخن را کوتاه میکند. او میگوید که اجازه ندارد بیش از این در این باره سخن بگوید. این توقف، یک فن بیانی رایج در مثنوی است که نشان میدهد برخی حقایق عرفانی، گفتنی نیستند و باید از طریق کشف و شهود درک شوند.
«صاحب مرکزان» در اینجا همان «صاحب دل» در بیتهای قبلی (بیت ۱۶۸۴) است؛ یعنی انسانهای کاملی که محور و مرکز معنوی عالم هستند. این بزرگان، اسرار الهی را تنها برای کسانی که ظرفیت و آمادگیاش را دارند آشکار میکنند. مولانا با این بیت، هم به عظمت و سنگینی این راز اشاره میکند و هم به خواننده یادآوری میکند که راه معرفت، راهی شنیدنی و خواندنی نیست، بلکه راهی رفتنی و تجربهکردنی است. این منع، نه از سر بخل، که از سر حکمت و شفقت بر سالک است تا از فهم نادرست و آسیبهای روحی در امان بماند.
- نیارم گفت
- نمیتوانم بگویم، یارای گفتنش را ندارم
- از آن
- به آن دلیل که، زیرا
- منع
- بازداشتن، نهی، جلوگیری
- صاحب مرکزان
- صاحبان مراکز معنوی، اولیای الهی، انسانهای کامل که محور عالم معنا هستند
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.