قرائت دفتر ۱ بخش ۹۰ - شنیدن آن طوطی حرکت آن طوطیان و مردن آن طوطی در قفص و نوحهٔ خواجه بر وی بیت ۱۷۵۱

M1:1751 — غرق حق خواهد که باشد غرق‌تر / همچو موج بحر جان زیر و زبر

غرق حق خواهد که باشد غرق‌ترهمچو موج بحر جان زیر و زبر
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M1:1751

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن که غرقِ حق است، همچنان می‌خواهد که غرق‌تر شود؛ بسان موج دریای جان که پیوسته زیر و زبر می‌گردد. معنا: این بیت بیانگر سیراب‌ناپذیری عارف در دریای معرفت و عشق الهی است؛ او هرگز به آنچه یافته قناعت نمی‌کند و همواره در طلبِ بیشتر است.

شرح

این بیت در ادامهٔ تمثیل‌هایی می‌آید که مولانا برای بیان سیری‌ناپذیری عارف و عاشق به کار می‌برد. بی‌تردید این یکی از کلیدی‌ترین تعالیم عرفانی مولاناست. عارف یا شخص عاشق سیری‌ناپذیر است. این بدان معنا نیست که او حریص و طمّاع است، بلکه ماهیت عشق چنین اقتضا می‌کند. مولانا خود در جایی دیگر می‌گوید که قناعت در همه جا خوب است، جز در عشق؛ در وادی عشق نباید قانع بود، نباید گفت همین مقداری که خداوند به من داده کافی است. هر چه پیشتر روی، هنوز جا هست و رواست. این رویکرد، اخلاقی کاملاً متفاوت با اخلاق ارسطویی است که قائل به حد وسط یا «گلدن مین» است. اخلاق ارسطویی که برای روابط میان آدمیان حد اعتدال را توصیه می‌کند، در روابط عاشقانه جاری و ساری نیست و صادق دانسته نمی‌شود.

من می‌بینم که مولانا این غرق شدن و غرق‌تر شدن را به موج دریا تشبیه می‌کند. کسی که غرق دریاست، دیگر برای او مهم نیست که زیر دریا برود یا روی دریا بیاید؛ غرق شود یا غرق‌تر شود. همه این احوال برای او مطلوب و مطبوع است، زیرا همه جلوه‌ای از آن بحر بی‌کران است. حتی اگر فردی به مقام موسی، پیامبر اولوالعزم خدا، برسد، باز هم معنایش این نیست که همه چیز را می‌داند و همه اسرار برای او منکشف است. چنین وضعی وجود ندارد، چنین اصلی نداریم. هر پیامبری که باشد، بالاخره نقصانی در معلوماتش دارد. خداوند در قرآن به پیامبر اسلام می‌فرماید که یکی از دعاهای تو این باشد: «قُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْمًا» (طه، ۱۱۴)؛ بگو پروردگارا علم مرا افزون‌تر کن. لذا هر کسی در هر مرتبه و مقامی که هست، همچنان محتاج است که بیشتر بداند و عطش او سیری‌ناپذیر است.

مولانا با تمثیل‌های دیگری نیز همین نکته را روشن می‌کند؛ می‌گوید: «در میان بحر اگر بنشسته‌ام / طمع در آب صبو هم بسته‌ام». یعنی حتی اگر من در دل دریا نشسته‌ام و دریا در اختیار من است، اما اگر ببینم کسی در جای دیگری یک صبو آب دارد، نمی‌توانم در برابرش ایستادگی کنم و می‌خواهم آن را هم به دست بیاورم و به آب دریا بیفزایم. این همان طمع مقدس است که در عشق پدیدار می‌شود و مرزی نمی‌شناسد.

این عطش بی‌پایان نه تنها در طلب معرفت و عشق، که در بیان و ابراز آن نیز جاری است. خود مولانا، با همهٔ عظمتش، محتاج به حسام‌الدین چلبی بود تا حرف‌هایش را بزند. حسام‌الدین هرگز در مرتبه مولانا نبود، نه خودش مدعی بود و نه کسی چنین پنداشته، اما مولانا برای اینکه حرف‌هایش را بزند، احتیاج داشت که دنبال یک حسام‌الدینی بدود، تا به قول خود او: «این سخن شیر است در پستان جان / بی‌مکنده شیر کی گردد روان». این شیر را باید کسی می‌مکید از پستان جان او تا جوی‌های شیر و عسل روان شود و چنین بسطی می‌یافت. این اندیشه‌ها و معارف در وجود مولانا جریان داشت، اما به خاطر مخاطب و در حضور او بود که راه تازه‌ای به بیرون می‌گشود و جاری می‌شد تا دیگران از آن استفاده کنند. پس غرق شدن و غرق‌تر شدن در حق، هم طلب ذاتی عاشق است و هم اشتیاق به ابراز آن در جهان.

نکات کلیدی

  • عارف و عاشق حقیقی به آنچه از معرفت و عشق الهی یافته، قناعت نمی‌کند و همواره در طلبِ بیشتر و عمیق‌تر شدن است.
  • این سیری‌ناپذیری، حریص بودن نیست، بلکه ذات عشق اقتضا می‌کند که حدّی برای آن نباشد، برخلاف اصول اخلاقی مرسوم.
  • موقعیت عاشق در دریای حق چنان است که دیگر «زیر و زبر» شدن در آن برایش فرقی ندارد؛ همه جلوه‌ای از یک حقیقت واحد است.
  • طلب علم و معرفت، حتی برای پیامبران، پایان‌ناپذیر است؛ چرا که کمال مطلق فقط از آن خداوند است و ما همواره در مسیر فزونی معرفت‌ایم.
  • وجود فیلسوف یا عارف بزرگ، برای بسط و انتشار معارفش، نیازمند «مکنده» و مخاطبی است که بتواند این «شیر» را از «پستان جان» او جاری سازد.

Sources: d1-s09 · 00:22:08 d1-s09 · 00:23:26 d1-s09 · 00:26:25

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.