قرائت دفتر ۱ بخش ۱۲۱ - در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیت‌اند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند بیت ۲۴۸۲

M1:2482 — یا نه اینست و نه آن حیرانیست / گنج باید جست این ویرانیست

یا نه اینست و نه آن حیرانیستگنج باید جست این ویرانیست
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M1:2482

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: یا این نیست و نه آن، این عین حیرت است؛ گنج باید جست، زیرا این [جهان ظاهری] ویرانی است.

معنا: این بیت می‌گوید که حقیقت اغلب فراتر از تصورات دوگانهٔ ماست و انسان را به حیرت می‌افکند. نباید در این ویرانی ظاهری متوقف شد، بلکه باید به دنبال گنج پنهان حقیقت گشت.

شرح

این بیت، از آن ابیات کلیدی مثنوی است که پرده از ذات رازآلود حقیقت برمی‌دارد و مسیر جستجوی انسان را ترسیم می‌کند. مولانا اینجا با قاطعیت می‌گوید که حقیقت گاهی «نه اینست و نه آن»؛ یعنی فراتر از قالب‌های منطقی و دوگانهٔ ذهن ماست. این همان «حیرانی» است که عقل در برابرش متوقف می‌شود و زبان از بیانش ناتوان. این حیرت، نه نادانی، بلکه اوج معرفت است، آنجا که گنج پنهان از هرگونه صورت‌بندی می‌گریزد.

من بارها گفته‌ام که ادیان و عرفان جملگی بر پایهٔ «راز» بنا شده‌اند. اگر راز را از آنها بگیریم، تنها آداب خشک و قشری باقی می‌ماند. این رازها صرفاً ناشناخته نیستند؛ آنها حقایقی هستند که فراتر از تعریف و مفهوم می‌ایستند. به یاد بیاورید آن روایت تورات و قرآن را که موسی از خداوند می‌پرسد: «تو کیستی که با من سخن می‌گویی؟» و پاسخ می‌آید: «من آنم که آنم» (I am who I am). این اوج رازآلودگی است؛ هیچ وصفی، هیچ صورتی، هیچ کانسپتی نمی‌تواند آن را در خود جای دهد. این حقیقتِ بی‌صورت است که در ما حیرت برمی‌انگیزد، حیرتی که نه از ضعف بلکه از فراخی وجود سرچشمه می‌گیرد. این بیت مولانا نیز به همین بی‌صورتی حقیقت اشاره دارد که از قید «این» و «آن» آزاد است.

اما مولانا در این حیرت، انسان را رها نمی‌کند. بی‌درنگ می‌گوید: «گنج باید جست این ویرانیست». جهان ظاهر، با همهٔ تناقضات و محدودیت‌هایش، ویرانه‌ای بیش نیست. این ویرانی می‌تواند اشاره به دنیای مادی، تعلقات بی‌ریشه، یا حتی ذهن محدود ما باشد که از درک راز عاجز است. این ویرانی جایی است که گنج در آن پنهان است و باید آن را فعالانه جست. گنج همان معرفت بی‌پرده، همان وصول و یقینی است که مثنوی وعده می‌دهد. رازدانی، به تعبیر من، «گشودگی وجودی» است؛ آدمی بزرگ می‌شود، چشم تازه پیدا می‌کند و گوش تازه‌ای که بتواند این رازها را بشنود و در این ویرانه گنج را بیابد.

این تأکید بر پنهان بودن گنج و لزوم جستجوی آن، نکته‌ای عمیق دارد: رازها گاهی باید پنهان بمانند. فاش شدن پیش از موعد یا برای نااهلان، می‌تواند ویرانگر باشد. همانطور که مولانا خود می‌گوید: «سر پنهان است اندر زیر و بم / فاش اگر گویم، جهان بر هم زنم.» این ویرانی‌ای که در جهان می‌بینیم، ممکن است ناشی از همین پنهان ماندن راز باشد، و اگر فاش شود، نظمی که بر جهان حاکم است در هم می‌ریزد. این به این معنی نیست که ما نباید در جستجوی آن باشیم، بلکه باید با ظرفیت و گشودگی وجودی به سراغش برویم، و بدانیم که این جهان در همین «فاصله» و «غیبت» برخی رازها پابرجاست. به همین دلیل، نباید به ویرانی اکتفا کرد؛ باید گنج را طلب کرد، گنجی که در دل همین ظواهر نهفته است و تنها با چشمی نو و گوشی بیدار می‌توان به آن دست یافت.

نکات کلیدی

  • حقیقت نهایی اغلب فراسوی دوگانگی‌های عقلی ماست و به جای تعریف، حیرت برمی‌انگیزد.
  • جهان ظاهری، با همهٔ نقص‌ها و آشفتگی‌هایش، ویرانه‌ای است که نباید در آن متوقف شد.
  • گنج حقیقی، همان معرفت بی‌پرده و یقین است که در دل همین ویرانی پنهان شده و باید فعالانه آن را جست.
  • رازدانی نیازمند «گشودگی وجودی» است؛ ظرفیتی درونی که به انسان امکان می‌دهد حقیقت را فراتر از مفاهیم محدود درک کند.
  • برخی رازها برای حفظ نظم عالم باید پنهان بمانند، اما این پنهان بودن دلیلی بر عدم وجود یا عدم لزوم جستجو نیست.
  • مولانا انسان را به فراتر رفتن از ظواهر و دستیابی به باطن تشویق می‌کند، جایی که بی‌صورتی حقیقت جلوه‌گر می‌شود.

Sources: d1-s08 · 01:01:10 d1-s08 · 01:03:42 d1-s08 · 01:05:00 d1-s08 · 01:07:30 d1-s08 · 01:10:00 d1-s08 · 01:12:15

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.