قرائت دفتر ۱ بخش ۱۳ - آموختن وزیر مکر پادشاه را بیت ۳۴۵

M1:345 — شاه گفتش: پس بگو تَدبیر چیست؟ / چارهٔ آن مَکر و آن تَزْویر چیست؟

شاه گفتش: پس بگو تَدبیر چیست؟چارهٔ آن مَکر و آن تَزْویر چیست؟
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M1:345

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: شاه به او گفت: «پس بگو چاره چیست؟ راه دفع آن مکر و آن تزویر چه می‌تواند باشد؟»

معنا: پادشاه از وزیر گبرش می‌پرسد که برای مقابله با مکر و پنهان‌کاری مسیحیان چه تدبیری اندیشیده است تا بتواند ریشه دین آن‌ها را، چه آشکار و چه پنهان، از میان بردارد.

شرح

این بیت در ادامهٔ گفتگوی شاه با وزیر گبر می‌آید، پس از آنکه وزیر به شاه می‌گوید که ایمان قلبی را نمی‌توان با کشتن از میان برداشت؛ «دین ندارد بوی مشک و عود نیست». شاه که با این پنهان‌کاری مسیحیان به شدت خشمگین شده، از وزیر چاره می‌خواهد: «پس بگو تدبیر چیست؟ / چارهٔ آن مکر و آن تزویر چیست؟»

نکتهٔ مهم در اینجا مفهوم «مکر» است. مکر، آنچنان که مولانا در اینجا به کار می‌برد و من هم بارها تأکید کرده‌ام، معنای منفی مطلق ندارد. ریشهٔ این واژه با کلماتی چون «دیوایس» (دستگاه) و حتی «دِوِل» (شیطان) از یک خانواده است؛ به معنای توانایی انجام کاری با شیوه‌های پیچیده و غیرمستقیم. مکر لزوماً بد نیست، بلکه می‌تواند زیرکی و توانایی به کارگیری تدابیر پیچیده برای رسیدن به مقصود باشد؛ مقصود اگر خیر باشد، مکر نیز خیر است.

من این را از مولانا آموخته‌ام. خود مولانا، به شکلی شگفت‌انگیز، همین تعبیر «مکر» را در وصف شمس تبریزی به کار می‌برد. وقتی شمس پس از غیبت بازمی‌گردد و مولانا در شور و شوق او غزلی می‌سراید، به یارانش گوشزد می‌کند: «اگر او به وعده گوید که دم دگر بیایم / همه وعده مکر باشد، بفریبد او شما را». و ادامه می‌دهد: «دم سخت گرم دارد که به جادوی و افسون / بزند گره بر آب و ببندد او هوا را». این مکر شمس، توانایی او در افسونگری و سخن‌رانیِ چرب و نرمی بود که می‌توانست حقیقت را به شیوه‌ای پنهان و پیچیده به دل‌ها بنشاند. پس مکر می‌تواند ابزاری برای رساندن به حقیقت نیز باشد.

در داستان ما، مکر وزیر گبر البته از آن جنس مکر الهی و معنوی نیست. این یک مکر زمینی و سیاسی است. او در پی تدبیری است تا این «پنهانه‌های» ایمان را آشکار کند و شاه نیز دقیقاً همین را از او می‌خواهد. پادشاه می‌گوید: چاره چیست که «تا نماند در جهان نصرانه‌ای / نی هویدا دین و نی پنهانه‌ای». او نمی‌خواهد هیچ اثری از این دین، چه به صورت آشکار و چه به صورت پنهان، باقی بماند. این بیت، زمینه را برای پیشنهاد مکارانه و ظالمانه وزیر فراهم می‌کند که در بیت‌های بعدی شاهد آن خواهیم بود؛ پیشنهادی که او را به ظاهر مجروح و تبعید می‌کند تا بتواند از دور به اهداف شوم خود دست یابد.

نکات کلیدی

  • «مکر» در لغت به معنای به‌کارگیری تدابیر پیچیده است و لزوماً بار منفی ندارد.
  • مولانا خود «مکر» را در وصف شمس تبریزی به کار می‌برد تا توانایی او در افسونگری معنوی را نشان دهد.
  • شمس با «دم سخت گرم» خود می‌توانست «گره بر آب» بزند و مخاطبان را به شیوه‌ای غیرمستقیم جذب کند.
  • در این بیت، پادشاه به دنبال «تدبیر» و «چاره‌ای» برای از بین بردن مکر زمینیِ مسیحیان است.
  • پادشاه می‌خواهد هیچ اثری از دین مسیحی، چه آشکار و چه پنهان، باقی نماند.

Sources: d1-s29 · 44:43:00 d1-s29 · 49:16:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.