قرائت دفتر ۱ بخش ۳۳ - طلب کردن امت عیسی علیه‌السلام از امرا کی ولی عهد از شما کدامست بیت ۶۹۵

M1:695 — گنگره ویران کنید از منجنیق / تا رود فرق از میان این فریق

گنگره ویران کنید از منجنیقتا رود فرق از میان این فریق
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M1:695

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: گنگره‌ها (دیوارهای بلندِ جداکننده) را با منجنیق درهم بکوبید تا تفاوت و جدایی از میان این گروه (انسان‌ها) برداشته شود.

شرح

این بیت در ادامهٔ سخن شورانگیز مولاناست که می‌گوید: «منبسط بودیم و یک گوهر همه / بی‌سر و بی‌پا بدیم آن سر همه / چون به صورت آمد آن نور سره / شد عدد چون سایه‌های کنگره». مولانا این جهان را پیش از صورت‌بندی و کثرت، همچون گوهری یگانه می‌داند که همه در آن منبسط و بی‌تمایز بودیم. گویی نوری یکتا و بی‌رنگ بودیم که چون از منشور کثرت و صورت عبور کرد، به رنگ‌ها و اشکال بی‌شمار بدل شد. یا آبی بی‌شکل بودیم که در ظرف‌های گوناگون ریخته و صورت‌های متفاوت به خود گرفت.

در این نگاه، «کنگره» نمادی از صورت‌ها، دیوارها، و مرزهایی است که ما را از یکدیگر جدا کرده‌اند و میان ما تفاوت افکنده‌اند. این صورت‌ها، چه ظواهر جسمانی باشند و چه تعینات فکری و فرهنگی، موجب شده‌اند که آن «یک گهر» به «عدد» و «سایه‌های کنگره» تبدیل شود. «فرق» که مولانا در این بیت به از میان رفتن آن دعوت می‌کند، همین تمایزات و تفکیک‌های ظاهری است که اصالت وحدت باطنی ما را پوشانده است.

پس «منجنیق» ابزاری است برای درهم کوبیدن این صورت‌ها و مرزهای کثرت‌زا. این تخریب، تخریب نیست؛ بلکه بازگشت به اصل است. از میان بردن جدایی‌هایی است که خود ساخته‌ایم یا در این عالم طبیعت به ما تحمیل شده است. این فراخوانی است برای فراتر رفتن از ظواهر و تمایزات تا انسان‌ها بتوانند وحدت ریشه‌ای خود را بازیابند و آن «یک گهر» از ورای حجاب صورت‌ها بدرخشد.

نکتهٔ بسیار مهم این است که این سخن مولانا دربارهٔ «یک گهر بودن» و «جهان بی‌صورتی» به هیچ وجه تاریخی نیست. یعنی نمی‌گوید میلیون‌ها سال پیش ما چنین بودیم و اکنون نیستیم. نه؛ این حقیقت «همین الانه» جاری است. عالم بی‌صورت، عالمی لازمان و فراتاریخ است. زمان خود از مخلوقات عالم طبیعت و عنصری ماست. در عالم الوهیت و جبروت که ورای طبیعت است، زمان و ماضی و مستقبل وجود ندارد. این وحدت، حقیقتی است که در هر لحظه جاری و ساری است و «کنگره‌ها» و «صورت‌ها» صرفاً حجاب‌هایی بر آنند که باید با «منجنیق» معرفت و عشق ویران شوند.

نکات کلیدی

  • جهان در اصلِ خویش، یک گوهر واحد و بی‌صورت است.
  • صورت‌ها و کثرت، حجاب‌هایی هستند که وحدت ازلی را پنهان می‌کنند.
  • «منجنیق» نماد ابزاری برای درهم شکستن مرزهای ظاهری و نیل به حقیقت یگانه است.
  • دعوت به وحدت، فراتر از زمان و تاریخ، حقیقتی همیشگی است که باید کشف شود.

Sources: d1-s07 · 15:46:00 d1-s07 · 16:48:00 d1-s07 · 18:04:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.