قرائت› دفتر ۲› بخش ۴۰ - اعتماد کردن بر تملق و وفای خرس› بیت ۱۹۵۸
M2:1958 — هر ندایی که ترا بالا کشید / آن ندا میدان که از بالا رسید
M2:1958
شرحِ سروش — برگرفته از درسگفتارهای ضبطشدهٔ مثنوی او
شرح
جلسهٔ 33 — [00:48:50] سایه و واقعیت: تمثیل مرغ و شکارچی
حالا تا به اولیای خدا و که سایه خداوندند برسیم، قبلاً همین توضیحات مولانا که آدمی گاهی و از نظر مولوی در اکثر موارد، اکثر آدمیان دنبال شکار سایهاند. سرشونو بالا نمیکنند که ببینن یه مرغی بر هوا میپرد و سایه او بر زمینه. از بس نظر به پایین و به پست دارند، حتی سر بالا نمیکنند. این خیلی مهمه این مطلب که مولوی در جای دیگه میگه:
یکی از اون بالا باید شما رو صدا بزنه. تا شما سرتو بالا کنی ببینی کیه. اما اگر شما رو صدا نزنن، همینطور چشمت به پایینه و چشمت به خاکه. این قوت تمثیلی این کلام رو درمییابید دیگه.
جلسهٔ 33 — [00:48:50] سایه و واقعیت: تمثیل مرغ و شکارچی
یکی از اون بالا باید شما رو صدا بزنه. تا شما سرتو بالا کنی ببینی کیه. اما اگر شما رو صدا نزنن، همینطور چشمت به پایینه و چشمت به خاکه. این قوت تمثیلی این کلام رو درمییابید دیگه.
یکی از اون بالا باید آدم رو صدا بزنه. و الا به همین مشغولیات هر روزه مشغوله دیگه. منظور از نگاه به پایین اینه. خب، این حکم و حکایت کسیست که مثل صیادی که رفته به شکار، اما جز سایه چیزی نمیبینه روی زمین. سرش هم که بالا نمیکنه ببینه این سایه چیه. لذا خود سایه رو اصل میپنداره. از صبح تا شب دنبال این سایه میدود. به قول مولوی:
به زبانِ تو — AI
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.