قرائت دفتر ۲ بخش ۵۹ - دوم بار در سخن کشیدن سایل آن بزرگ را تا حال او معلوم‌تر گردد بیت ۲۴۴۷

M2:2447 — باز خر ما را ازین نفس پلید / کاردش تا استخوان ما رسید

باز خر ما را ازین نفس پلیدکاردش تا استخوان ما رسید
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M2:2447

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 01 — [02:00:00] مقدمه عربی مثنوی و ورود به بحث اصلی

حقیقتاً این‌چنینه. صنعت کردن همینه که شما مثل نظامی، مثل سعدی، وقتی که دیوانتون، کتاب شعرتون آغاز می‌شود، یک بخشی رو به خدا اختصاص بدهید، یک بخشی رو به نعت پیامبر. اشکالی ندارد، اما این یک عمدی می‌خواد، یک عزمی می‌خواد. و مولانا این عمد رو به کار نمی‌برد، خودش رو وادار نمی‌کرد، تکلفی نمی‌ورزید. به صرافت طبع و با همون طبیعی بودن وضع سخن می‌گفت. اما جای‌جای وقتی که نوبت می‌رسید و ناگهان این عنان به سوی آسمان کشیده می‌شد، اون وقت او هم رو به آسمان می‌کرد و چنان‌که گفتم، لطیف‌ترین و صمیمی‌ترین سخنان خودش رو با خداوند در میان می‌گذاشت.

اینا سخنانی بود که مولوی در جای خودش می‌گفت، وقتی که ناگهان احساس می‌کرد که در چنگال شیطان قرار گرفته و این نفس پلید کاردش رو تا استخوان او فرو برده، زجه می‌زد، التماس می‌کرد و به صمیمی‌ترین وجهی دعا می‌کرد که خداوند او رو از دست دیو رهایی ببخشد.

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.