قرائت› دفتر ۲› بخش ۱۵ - فروختن صوفیان بهیمهٔ مسافر را جهت سماع› بیت ۵۶۶
M2:566 — خاصه تقلید چنین بیحاصلان / خشم ابراهیم با بر آفلان
M2:566
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
تقلید کورکورانه، بهخصوص از انسانهای بیارزش و سطحی، کاری به همان اندازه باطل و مردود است که پرستش چیزهای فانی و ناپایدار در نگاه حضرت ابراهیم.
این بیت در ادامهٔ شکایت مسافری است که صوفیان خرش را فروخته بودند و او از روی تقلید، با خوشحالی همراه آنان فریاد میزد «خر رفت!». مولوی در اینجا تقلید کورکورانه را به شدت محکوم میکند، بهویژه تقلیدی که از افراد بیمایه و بیبهره از حقیقت (بیحاصلان) سر بزند.
مولوی این نوع تقلید را با یکی از مهمترین داستانهای قرآنی مقایسه میکند: داستان حضرت ابراهیم (ع) و اعلام بیزاری او از خدایان ناپایدار. ابراهیم با دیدن غروب ستاره، ماه و خورشید، یکی پس از دیگری، از پرستش آنها رویگردان شد و گفت: «إِنِّی لَا أُحِبُّ الْآفِلِینَ» (من افولکنندگان را دوست ندارم). او به دنبال حقیقتی پایدار و ابدی بود، نه موجودی که طلوع و غروب کند.
به همین ترتیب، تقلید از شور و حال ظاهری و زودگذر دیگران، بدون درک و تحقیق، مانند دل بستن به «آفلان» یا همان پدیدههای ناپایدار است. چنین تقلیدی انسان را از رسیدن به حقیقت باز میدارد و در نهایت، مانند آن مسافر، جز پشیمانی و خسران حاصلی ندارد. خشم و بیزاری ابراهیم از معبودهای فانی، الگویی است برای بیزاری جویندهٔ حقیقت از تقلیدهای سطحی و بیاساس.
- خاصه
- بهویژه، خصوصاً
- بیحاصلان
- افراد بیثمر، بیمایه، کسانی که به نتیجه و حقیقت نرسیدهاند
- آفلان
- جمع «آفِل»، به معنی غروبکنندگان، افولکنندگان، چیزهای ناپایدار. اشاره به داستان قرآنی حضرت ابراهیم دارد.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.