قرائت› دفتر ۲› بخش ۲۰ - ملامتکردن مردم شخصی را کی مادرش را کشت به تهمت› بیت ۷۸۷
M2:787 — نَفْس کُشتی باز رَستی ز اعْتِذار / کس، تو را دشمن نَمانَد در دیار
M2:787
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
با از میان بردنِ نفس اماره، که ریشهی تمام بدیهاست، دیگر نیازی به عذرخواهی برای کارهایت نخواهی داشت و در نتیجه، هیچ دشمنی برایت باقی نخواهد ماند.
این بیت در ادامهی داستان مردی است که مادرش را به دلیل فساد اخلاقی کشت و در پاسخ به ملامتگران گفت که با از بین بردن سرچشمهی فساد، خود را از درگیریهای بیپایان با دیگران رهانده است. مولانا بلافاصله این مادر را به «نفس» (نفس اماره یا ایگوی سرکش) تشبیه میکند که ریشهی تمام درگیریهای بیرونی و درونی انسان است.
بیت میگوید که با «کشتن نفس»، یعنی مهار کردن و غلبه بر تمایلات خودخواهانه و ویرانگر، دو نتیجهی بزرگ حاصل میشود:
-
رهایی از اعتذار: «اعتذار» به معنای عذرخواهی و بهانه آوردن است. تا زمانی که نفس زنده است، انسان پیوسته مرتکب خطا میشود و مجبور است برای توجیه اعمالش عذر و بهانه بیاورد. با از بین رفتن نفس، ریشهی خطا خشک میشود و فرد از این چرخهی شرمآورِ گناه و پوزش آزاد میگردد.
-
پایان دشمنیها: مولانا معتقد است که دشمنیهای بیرونی، بازتابی از آشوب درونی ماست که توسط نفس برانگیخته میشود. وقتی نفس را مهار میکنی، دیگر نه خودت با دیگران سر جنگ داری و نه دیگران دلیلی برای دشمنی با تو پیدا میکنند. در واقع، دشمن واقعی همان نفسِ درون است و با نابودی آن، همهی دشمنان بیرونی نیز از میان میروند.
- نَفْس
- در اینجا: نفس اماره، خودِ حیوانی و سرکش انسان که او را به بدی فرمان میدهد.
- باز رَستی
- رها شوی، نجات پیدا کنی.
- اعْتِذار
- عذرخواهی، پوزش خواستن، بهانه آوردن.
- دیار
- سرزمین، دنیا، قلمرو زندگی.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.