قرائت› دفتر ۲› بخش ۲۳ - قسم غلام در صدق و وفای یار خود از طهارت ظن خود› بیت ۹۹۷
M2:997 — یک زمان بی کار نتوانی نشست / تا بدی یا نیکیی از تو نجست
M2:997
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
انسان ذاتاً موجودی فعال است و نمیتواند آرام و ساکن بماند؛ همواره میلی درونی او را به انجام کاری، چه خوب و چه بد، وامیدارد.
این بیت در ادامهٔ گفتگوی شاه و غلام بیان میشود و یک اصل مهم در جهانبینی مولوی را توضیح میدهد: حکمت آفرینش، ظهور و آشکار شدن امور پنهان است. همانطور که خداوند آنچه را در علم ازلی خود میدانست در جهان هستی پدیدار کرد، انسان نیز نمیتواند استعدادها، نیتها و گرایشهای درونی خود را برای همیشه پنهان نگه دارد.
مولوی میگوید یک نیروی درونی و یک «تقاضا»ی دائمی در وجود انسان هست که او را به عمل وامیدارد. این بیقراری و ناتوانی از بیکار نشستن، همان ابزاری است که باعث میشود آنچه در ضمیر و باطن ماست، در قالب کردار نیک یا بد، در جهان خارج آشکار شود. در واقع، اعمال ما ترجمان بیرونی نیتهای پنهان ما هستند. این بیت، طبیعت پویای انسان را به تصویر میکشد که پیوسته در حال «جستن» و پدیدار کردن چیزی از خود است.
- نجست
- سر نزد، پدیدار نشد، بیرون نیامد (از مصدر «جستن»)
- یک زمان
- یک لحظه، اندک زمانی
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.