قرائت دفتر ۴ بخش ۴۶ - باز آمدن آن شاعر بعد چند سال به امید همان صله و هزار دینار فرمودن بر قاعدهٔ خویش و گفتن وزیر نو هم حسن نام شاه را کی این سخت بسیارست و ما را خرجهاست و خزینه خالیست و من او را بده یک آن خشنود کنم بیت ۱۲۲۲

M4:1222 — گفت اگر زر نه که دشنامم دهی / تا رهد جانم ترا باشم رهی

گفت اگر زر نه که دشنامم دهیتا رهد جانم ترا باشم رهی
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M4:1222

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.