قرائت دفتر ۴ بخش ۵۲ - قصهٔ رستن خروب در گوشهٔ مسجد اقصی و غمگین شدن سلیمان علیه‌السلام از آن چون به سخن آمد با او و خاصیت و نام خود بگفت بیت ۱۴۰۰

M4:1400 — داند او کو نیک‌بخت و محرمست / زیرکی ز ابلیس و عشق از آدمست

داند او کو نیک‌بخت و محرمستزیرکی ز ابلیس و عشق از آدمست
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M4:1400

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 25 — [00:38:30] مصادیق حیرت در دفتر چهارم مثنوی

حالا من مایلم که یک از این مصادیق حیرت رو که قبلاً هم اشاره کردم، قدری مفصل‌تر برای شما بخوانم. ابیاتی‌ست از دفتر چهارم که در اونجا مولانا خیلی قوی وارد مقام حیرت می‌شه. نکاتی رو هم بیان می‌کنه که این نکات باید بررسی بشه. یعنی واقعاً ببینیم که ما می‌تونیم همهٔ سخنان مولانا رو در این باب بپذیریم یا نه. از بیت هزار و چهارصد تقریباً این ابیاتی که من منظور دارم آغاز می‌شه.

براتون گفته بودم این یکی از تعبیراتی‌ست که در انجیل هست و البته در میان مسلمان‌ها هم رواج یافته که ابلیس زیرک بود. یعنی محاسبه‌گر بود. یعنی عقل شیطانی رو به کار افکند و ادعای برتری کرد و سجده بر آدم نکرد و نهایتاً هم رانده شد. زیرکی‌ش بیشتر از این جهت بود که با خدا چون و چرا کرد. در مقابل او ایستاد. بی‌چون و چرا به امر او گردن ننهاد. اما ملائک دیگر اینطور نبودن. خیلی راحت فرمانبرداری کردن و پاداش خودشون هم گرفتن. لذا می‌گه کسی که نیکبخت است، می‌داند که زیرکی از ابلیس است و عشق از آدم است. عاشق چون و چرا نمی‌کنه. هرچه که معشوق فرمان می‌ده، انجام می‌ده. البته معشوق فرمان هم نمی‌ده. به قول هگل می‌گفت عشق فرمان نمی‌دهد. به قول مولانا گفت که:

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.