قرائت› دفتر ۴› بخش ۵۲ - قصهٔ رستن خروب در گوشهٔ مسجد اقصی و غمگین شدن سلیمان علیهالسلام از آن چون به سخن آمد با او و خاصیت و نام خود بگفت› بیت ۱۴۲۹
M4:1429 — سر بکوب آن را که سرش این بود / خلق و خوی مستمرش این بود
M4:1429
شرحِ سروش — برگرفته از درسگفتارهای ضبطشدهٔ مثنوی او
شرح
جلسهٔ 25 — [01:02:02] ابلهی زنان دستبر و قربانی کردن عقل
جلسهٔ 34 — [00:33:30] ضرورت راهنما در سلوک معنوی
بی سر جنبیدن، یعنی خودسرانه جنبیدن، مثل جنبیدن کژدم است که کژرو و شبکور و زشت و زهرناک، پیشه او خستن جانهای پاک.
یا اونجا که به حسامالدین میگه که بگیر یک دو برگ بیافزا در وصف پیر، اونجا توضیح میده به حسامالدین که راجع به پیر، پیر را بگزین که بی پیر این سفر هست بس پرآفت و خوف و خطر. سفر معنوی و سلوک روحانی بسیار آفت داره، بسیار جایگاه لغزش است و لذا حتماً یه کسی دست آدمی رو باید بگیره. اینایی که خودسرانه این طریقها رو میرن یا به این عرفانهای جدید که مشخصهاش این است که نه استاد داره، نه سنت. نه استادی داره که شما رو راهنمایی کنه، نه یک سنتی پس پشت داره که یک آداب و آیینها و سنن و رسومی رو جا انداخته باشه و شما پاتون رو در یه جاده کوبیدهای بگذارید. همینطوری خودسرانه با یک شعارهایی یا با یک دراگهایی اینا میخوان به یه جاهایی برسن. خب اینا دیگه نمونههای بین و بارز کجروی و راهناشناسی و خودسر بودن، به قول مولانا کژدموش بودن است.
به زبانِ تو — AI
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.