قرائت› دفتر ۴› بخش ۶۰ - حکایت آن فقیه با دستار بزرگ و آنک بربود دستارش و بانگ میزد کی باز کن ببین کی چه میبری آنگه ببر› بیت ۱۵۸۷
M4:1587 — زان عمامهٔ زفت نابایست او / ماند یک گز کهنهای در دست او
زان عمامهٔ زفت نابایست اوماند یک گز کهنهای در دست او
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی
M4:1587
❋ ❋ ❋
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
❋
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.