قرائت› دفتر ۴› بخش ۶۸ - مژده دادن ابویزید از زادن ابوالحسن خرقانی قدس الله روحهما پیش از سالها و نشان صورت او سیرت او یک به یک و نوشتن تاریخنویسان آن در جهت رصد› بیت ۱۸۱۴
M4:1814 — خو نداریم ای جمال مهتری / که لب ما خشک و تو تنها خوری
M4:1814
شرحِ سروش — برگرفته از درسگفتارهای ضبطشدهٔ مثنوی او
شرح
جلسهٔ 14 — [16:01:00] خطاب مولانا به پیامبر: «خو نداری ای جمال مهتری»
ببینید وقتی که مولانا البته از زبان بایزید نسبت به یک عارفی خطاب میکند که:
این خطابیست که به پیامبر هم میکنه و:
جلسهٔ 14 — [16:01:00] خطاب مولانا به پیامبر: «خو نداری ای جمال مهتری»
شما این رو در هر زمانی به پیامبر میتونید خطاب کنید. نمیخوایم، عادت نداریم، ندیدیم، رسم تو نبود که خودت تجربهای کنی، شیرینی در دهان بگذاری به ما تعارف نکنی. که لب ما خشک و تو تنها خوری. این نسبت رو فقط با پیامبر میشه برقرار کرد، فقط با ولی خدا میتوان برقرار کرد. نه با مارکس، نه با نیوتون، نه با بوعلی سینا، نه با افلاطون و نه با هیچ کس دیگری. فقط کسانی که از اون معنویت عرشی و از ولایت الهی برخوردارند، چنین چیزی امکانپذیره. و روح نبوت اینجاست.
جلسهٔ 32 — [39:46:00] طلب باده از ساقی و مستی از دیدن مستی
اینا از کجا آوردی؟ از کدوم خمخانه؟ از کدوم شرابخانه؟ قدری هم به ما بده.
به زبانِ تو — AI
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.