قرائت› دفتر ۴› بخش ۷۴ - رقعهٔ دیگر نوشتن آن غلام پیش شاه چون جواب آن رقعهٔ اوّل نیافت› بیت ۱۹۴۸
M4:1948 — احمق ار حلوا نهد اندر لبم / من از آن حلوای او اندر تبم
M4:1948
شرحِ سروش — برگرفته از درسگفتارهای ضبطشدهٔ مثنوی او
شرح
جلسهٔ 18 — [58:53:00] عشق، تیزکننده تیغ عقل است
عقل حتی با آدم فحش بده هم مطبوعه. برای اینکه عقله که داره این فحش رو میده، نه جهل.
جاهل بیاد به من شیرینی بده، اون شیرینیش منو مریض میکنه. چون جاهل این رو داده. اما عقل دشنام بده، من راضیام. برای اینکه عقله که داره این کار رو میکنه. خب پس ببینید اون تنازعی که افکنده شده است بین عشق و عقل، بین عشق است و عقل سوداگر، تاجر صفت، سودجو که اهل دل به دریا زدن و بیپروایی و ریسک کردن و خطر کردن نیست. اما عقلی که کاشف است و معرفتاندوز است، این عقل اتفاقاً در اثر عشق تیغش تیزتر میشه. چرا؟ برای اینکه باز از نظر خود مولانا و عارفان دیگه، حجاب عقل همین تعلقات ناروای آدمیست، همین رذائل اخلاقیست. عشقی که میاد این رذائل رو میسوزانه، عقل شما رو آزاد میکنه. اصلاً آزادی از نظر مولانا، آزادی عقل است.
به زبانِ تو — AI
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.