قرائت دفتر ۴ بخش ۷۹ - قصهٔ «سُبْحانی، ما اَعْظَمَ شَأْنی» گفتن ابویزید قدّس الله سرّه و اعتراض مریدان و جواب این مر ایشان را نه به طریق گفت زبان بلک از راه عیان بیت ۲۰۹۹

M4:2099 — با مریدان آن فقیر محتشم / بایزید آمد که نک یزدان منم

با مریدان آن فقیر محتشمبایزید آمد که نک یزدان منم
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M4:2099

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 08 — [00:53:46] مولانا و رسیدن به لبه بام راز

میگه درست رسیدی لبه بام. یا برو عقب، یا یه نردبون بذار بیا پایین. و الا مراقب نباشی پرت میشی پایین. توجه می‌کنید؟ داستان مثلاً یکی از جاهایی که مولانا این رو میگه، قصه بایزیده. بایزیدی که اومد و ادعا کرد که من خدام.

گفت مستانه عیان آن ذوفنون

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.