قرائت دفتر ۴ بخش ۱۱ - قصهٔ آن دباغ کی در بازار عطاران از بوی عطر و مشک بیهوش و رنجور شد بیت ۲۷۲

M4:272 — گفت با خود هستش اندر مغز و رگ / توی بر تو بوی آن سرگین سگ

گفت با خود هستش اندر مغز و رگتوی بر تو بوی آن سرگین سگ
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M4:272

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.