قرائت دفتر ۴ بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست بیت ۳۲۵۴

M4:3254 — با پدر چون صلح کردی خشم رفت / آن سگی شد گشت بابا یار تفت

با پدر چون صلح کردی خشم رفتآن سگی شد گشت بابا یار تفت
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M4:3254

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.