قرائت دفتر ۴ بخش ۳۰ - سبب هجرت ابراهیم ادهم قدس الله سره و ترک ملک خراسان بیت ۷۴۰

M4:740 — پس غدای عاشقان آمد سماع / که درو باشد خیال اجتماع

پس غدای عاشقان آمد سماعکه درو باشد خیال اجتماع
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M4:740

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 04 — [01:44:25] موسیقی، غذای عاشقان

برای بعضی‌ها موسیقی در حکم تفریحه. برای بعضی‌ها حداکثر در حکم دواست. یعنی یه وقتی موسیقی بزنن حالشون خوش بشه، دپرشنشون از بین بره، غبار از روی دلشون زدوده بشه. عیبی نداره. اما برای مولانا غذا بود، غذا بود. به همین دلیل هم در مثنوی می‌گه:

خوب گوش کنید چی می‌گه. پس غذای عاشقان آمد سماع. دوا نمی‌گه. چرا؟ چون در او باشد خیال اجتماع. یعنی این فکر رو که من جمع بشوم با دیگر دوستان خدا، از تنهایی بیرون بیام، این رو در آدمی پدید می‌آره و تقویت می‌کنه. به این سبب غذای شخص عاشق است، غذای شخص عارف است که خیال همراه شدن و رسیدن به معشوق رو، اجتماع با او رو در آدمی تقویت می‌کند. پس غذای عاشقان آمد سماع. من خیلی به یاد اون جمله شکسپیر می‌افتم که می‌گفت: «Music is the food of love». خیلی شبیه سخن مولاناست. منتها شکسپیر چند قرن پس از مولاناست. ولی اینکه «Music is the food of love»، موسیقی غذای عشق است، بسیار نزدیک است به سخن مولانا که غذای عاشقان آمد سماع که در او باشد خیال اجتماع.

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.