قرائت› دفتر ۵› بخش ۵۵ - پرسیدن آن پادشاه از آن مدعی نبوت کی آنک رسول راستین باشد و ثابت شود با او چه باشد کی کسی را بخشد یا به صحبت و خدمت او چه بخشش یابند غیر نصیحت به زبان کی میگوید› بیت ۱۲۲۷
M5:1227 — گیرم این وحی نبی گنجور نیست / هم کم از وحی دل زنبور نیست
M5:1227
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
مدعی نبوت در پاسخ به شاه میگوید: حتی اگر وحی پیامبران را گنجی مادی در نظر نگیریم، قطعاً از الهام غریزی خداوند به یک زنبور عسل که خانهاش را پر از شهد میکند، بیارزشتر و کماثرتر نیست.
این بیت بخشی از پاسخ مردی است که ادعای پیامبری دارد به پادشاهی که از ماهیت و فایدهٔ وحی میپرسد. مدعی برای روشن کردن عظمت وحی، از یک مثال ساده و ملموس استفاده میکند: الهام الهی به زنبور عسل.
او استدلال خود را با یک فرض آغاز میکند: «گیرم...». یعنی «فرض کنیم» که وحی پیامبران، آنطور که عوام تصور میکنند، یک گنجینهٔ مادی و پر از طلا و جواهر نیست. حتی با پذیرش این فرض، آیا میتوان ارزش آن را نادیده گرفت؟ او بلافاصله وحی را با «وحی دل زنبور» مقایسه میکند. این اشاره به آیهٔ قرآن است که میفرماید: «وَأَوْحَىٰ رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ» (پروردگارت به زنبور عسل وحی [الهام] کرد).
مولانا از زبان این مدعی میگوید که آن الهام غریزی و الهی، زنبور را چنان هدایت میکند که خانهاش را از «حلوا» (عسل) پر میسازد و به واسطهٔ آن، جهان از «شمع و عسل» بهرهمند میشود. پیام اصلی این است: اگر الهامی چنین کوچک به موجودی چنین ناچیز، چنین ثمرات شیرین و روشنیبخشی دارد، پس وحیای که بر جان انسانی مکرم و برگزیده نازل میشود، چقدر میتواند عظیمتر و پربارتر باشد؟ این مقایسه، پاسخی است به کسانی که عظمت وحی را درک نمیکنند و آن را به امری بیفایده تقلیل میدهند.
- گیرم
- فرض میکنم، بگذار بپذیریم که
- گنجور
- گنجدار، خزانهدار، صاحب گنج
- وحی دل زنبور
- اشاره به الهام غریزی و الهی به زنبور عسل (برگرفته از آیه ۶۸ سوره نحل در قرآن)
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.