قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۲۵ - حکایت آن گاو کی تنها در جزیرهایست بزرگ، حق تعالی آن جزیرهٔ بزرگ را پر کند از نبات و ریاحین کی علفِ گاو باشد. تا به شب آن گاو همه را بخورَد و فربه شود چون کوه پارهای. چون شب شود خوابش نبرَد از غصه و خوف کی همه صحرا را چریدم فردا چه خورم تا ازین غصه لاغر شود. همچون خلال روز برخیزد همه صحرا را سبزتر و انبوهتر بیند از دی؛ باز بخورَد و فربه شود باز شبش همان غم بگیرد سالهاست کی او همچنین میبیند و اعتماد نمیکند› بیت ۲۸۶۱
M5:2861 — نفس آن گاوست و آن دشت این جهان / کاو همی لاغر شود از خوف نان
M5:2861
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
مولانا در این بیت، تمثیل گاو و مرتع را تفسیر میکند: نفسِ انسان مانند آن گاو است و این جهان همچون آن جزیره، که نفس به خاطر ترس از تمام شدن روزی، دائماً در اضطراب و نگرانی به سر میبرد.
این بیت، گرهگشایی تمثیل «گاو در جزیره» است که مولانا در بخش ۱۲۵ دفتر پنجم مطرح میکند. او به صراحت میگوید که آن گاو، نماد «نفس» (nafs) یا همان جنبهٔ حیوانی و خواستههای سیریناپذیر وجود انسان است و آن دشت پهناور و پر از علف، نماد این «جهان» و نعمتهای مادی آن است.
نکتهٔ اصلی داستان این است که گاو هر روز از نعمتهای فراوان جزیره میخورد و فربه میشود، اما شبهنگام از ترس اینکه فردا چه خواهد خورد، از غصه لاغر و ضعیف میشود. این چرخه سالهاست که تکرار میشود و گاو با وجود تجربهٔ مکررِ لطف خداوند و پر شدن دوبارهٔ دشت، هرگز به رزاق بودن او اعتماد نمیکند. مولانا این حالت را به وضعیت انسانهایی تشبیه میکند که با وجود برخورداری همیشگی از روزی و نعمت، دائماً نگران آینده و «ترس از نان» هستند. این «خوف نان» نماد تمام اضطرابهای ما برای تأمین آیندهٔ مادی است؛ ترسی که مانع از آرامش و توکل میشود و انسان را، همچون آن گاو، در چرخهای از حرص و نگرانی اسیر میکند.
- نفس
- در عرفان، به جنبهٔ حیوانی و غریزی وجود انسان گفته میشود که منشأ خواستههای مادی و شهوانی است.
- کاو
- مخفف «که او».
- همی
- پیشوندی برای استمرار فعل در فارسی قدیم، معادل «مداوم، پیوسته».
- خوف
- ترس، بیم، وحشت.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.