قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر› بیت ۳۰۸۲
M5:3082 — اختیارش اختیار ما کند / امر شد بر اختیاری مستند
M5:3082
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
ارادهٔ خداوند، آفرینندهٔ اختیار در انسان است و به همین دلیل که انسان مختار آفریده شده، امر و نهی الهی معنا پیدا میکند.
این بیت در ادامهٔ داستان مردی است که بردهٔ خود را میزند و در توجیه کارش، به طعنه، به عقیدهٔ جبرگرایان استناد میکند. پس از آنکه برده از این منطق به ستوه میآید و به وجود اختیار اعتراف میکند، مولوی به تحلیل فلسفی و عرفانی مسئلهٔ جبر و اختیار میپردازد.
بیت میگوید که اختیار انسان، خود مخلوق و محصولِ اختیار خداوند است. اینطور نیست که اختیار ما در عرض اختیار خدا باشد، بلکه در طول آن است. خداوند اراده کرده است که ما صاحب اراده و انتخاب باشیم. این اختیار، هدیهای الهی است که ما را از سایر موجودات متمایز میکند.
مصرع دوم نتیجهٔ منطقی مصرع اول است: چون خداوند به ما اختیار بخشیده، پس «امر» و «نهی» او (یعنی شریعت و تکالیف دینی) معنادار میشود. اگر انسان مانند سنگی مجبور بود و هیچ اختیاری در اعمالش نداشت، امر کردن به او برای انجام کاری یا نهی کردنش از کاری دیگر، عبث و بیمعنا بود. بنابراین، خودِ وجودِ دستورات الهی، بزرگترین دلیل بر وجود اختیار در انسان است.
- اختیارش
- اختیار و ارادهٔ او (خداوند)
- کند
- در اینجا به معنی «ایجاد میکند» یا «میآفریند»
- امر
- فرمان، دستور الهی، شریعت
- مستند
- مبتنی، متکی، استوار شده بر
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.