قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر› بیت ۳۰۸۶
M5:3086 — اختیارش زید را قیدش کند / بیسگ و بیدام حق صیدش کند
M5:3086
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
اراده و اختیار انسان، خود تبدیل به ابزاری میشود که خداوند با آن، او را به سوی تقدیرش میکشاند و به دام میاندازد، بدون آنکه به ابزار بیرونی نیازی داشته باشد.
این بیت در میانهٔ بحث پیچیدهٔ مولانا دربارهٔ جبر و اختیار قرار دارد. او در اینجا توضیح میدهد که چگونه قدرت مطلق خداوند با ارادهٔ آزاد انسان جمع میشود. برخلاف یک شکارچی که برای صید به دام یا سگ شکاری نیاز دارد، خداوند برای به سرانجام رساندن ارادهٔ خود، از ابزارهای بیرونی استفاده نمیکند. در عوض، خودِ اختیار و ارادهای که به انسان (در اینجا «زید» به عنوان نمونه) بخشیده است، تبدیل به کمند و دامی میشود که او را به سوی سرنوشتش هدایت میکند.
به عبارت دیگر، انسان با انتخابها و تصمیمهای آزادانهٔ خود، در مسیری گام برمیدارد که نهایتاً همان خواست و تقدیر الهی است. اینگونه نیست که اختیار انسان در تضاد با قدرت خدا باشد؛ بلکه خود این اختیار، دقیقترین و ظریفترین ابزار خداوند برای تحقق طرح کلی اوست. خداوند انسان را مجبور نمیکند، بلکه او را چنان میآفریند که با اختیار خودش، همان راهی را برود که مقدر شده است. این تصویر، اوج هنر و قدرت الهی (صنع صمد) را نشان میدهد که بدون هیچ واسطهای، از درون خودِ مخلوق، او را مدیریت میکند.
- اختیارش
- اختیارِ او (در اینجا منظور اختیارِ زید است)
- زید
- نامی رایج در مثالهای عربی و فارسی، به معنای «شخصی»، «فلانی»
- قیدش
- بندِ او، زنجیر او، وسیلهٔ گرفتاریاش
- صیدش کند
- او را شکار میکند
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.