قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر› بیت ۳۰۸۸
M5:3088 — هست آهنگر بر آهن قیمی / هست بنا هم بر آلت حاکمی
M5:3088
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت با مثال نشان میدهد که همانطور که یک صنعتگر بر مواد و ابزار بیجان خود تسلط کامل دارد، انسان نیز بر اشیاء و امور بیاختیار حاکم است و این قدرت، مقدمهای برای فهم قدرت خداوند بر موجودات بااختیار است.
مولانا در این بخش از مثنوی، در حال بحث دربارهٔ مسئلهٔ پیچیدهٔ جبر و اختیار است. او استدلال میکند که قدرت مطلق خداوند، اختیار انسان را نفی نمیکند. برای روشن کردن این مفهوم، او از مثالهای ملموس دنیای صنعتگری استفاده میکند.
در بیت قبل، مولانا به تسلط نجار بر چوب و نقاش بر زیبایی اشاره کرده بود. این بیت همان منطق را ادامه میدهد. آهنگر را در نظر بگیرید؛ او بر آهنِ سخت و بیجان، «قَیّم» یا سرپرست و مسلط است. آهن هیچ اختیاری از خود ندارد و کاملاً در دست آهنگر است تا به هر شکلی که میخواهد آن را دربیاورد. به همین ترتیب، بنّا بر ابزارهای خود مانند تیشه و ماله «حاکم» است. این ابزارها ارادهای ندارند و صرفاً وسیلهای برای تحقق ارادهٔ بنّا هستند.
نکتهٔ اصلی مولانا این است: همانطور که انسانها (صنعتگران) بر اشیاء بیاختیار (آهن، چوب، ابزار) قدرتی مسلم و آشکار دارند، خداوند نیز بر موجوداتِ صاحب اختیار (انسانها) قدرتی برتر و کامل دارد. اما همانطور که قدرت آهنگر، «آهن بودنِ» آهن را از بین نمیبرد، قدرت خداوند نیز «اختیار داشتنِ» انسان را محو نمیکند. این تشبیه، مقدمهای است برای اثبات اینکه ارادهٔ الهی میتواند در عین وجود داشتن، با اختیار انسان نیز سازگار باشد و عذر جبری برای گناهان پذیرفته نیست.
- قیمی
- سرپرست، نگهبان، کسی که بر چیزی تسلط و قیمومیت دارد.
- آلت
- ابزار، وسیلهٔ کار.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.