قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر› بیت ۳۰۹۰
M5:3090 — قدرت تو بر جمادات از نبرد / کی جمادی را از آنها نفی کرد
M5:3090
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
همانطور که قدرت و اختیار تو برای تغییر شکل اشیاء بیجان، اصل وجود و ماهیت آنها را نفی نمیکند، قدرت مطلق خداوند نیز اختیار و ارادهٔ انسان را از بین نمیبرد.
مولانا در این بخش از مثنوی، به یکی از پیچیدهترین مسائل کلامی، یعنی نسبت میان اختیار انسان و قدرت مطلق خداوند، میپردازد. او برای سادهسازی این مفهوم، از یک مثال ملموس استفاده میکند.
او میگوید: به خودت نگاه کن. تو به عنوان یک انسان، بر اشیاء بیجان (جمادات) مانند چوب، سنگ و آهن قدرت و تسلط داری. یک نجار میتواند چوب را به میز و صندلی تبدیل کند و یک آهنگر، آهن را به شمشیر. این «قدرت» تو بر آنها، نتیجهٔ «اختیار» و ارادهٔ توست. اما آیا این قدرت تو، ماهیت آن اشیاء را از بین میبرد؟ آیا چوب دیگر چوب نیست؟ خیر. قدرت تو، وجود و «چوب بودن» چوب را نفی نمیکند، بلکه آن را در راستای ارادهٔ تو به کار میگیرد.
مولانا این مثال را به رابطهٔ انسان و خدا تعمیم میدهد. او استدلال میکند که قدرت مطلق و فراگیر خداوند بر مخلوقات، به همان شکل عمل میکند. قدرت الهی، اختیار و ارادهٔ انسان را «نفی» یا نابود نمیکند، بلکه آن را در بر میگیرد. همانطور که قدرت تو بر جمادات، وجود آنها را محو نمیکند، قدرت خداوند بر انسان نیز وجود اختیار او را از بین نمیبرد. بنابراین، انسان نمیتواند گناهان خود را به گردن تقدیر و جبر الهی بیندازد، زیرا ارادهٔ او همچنان در این میان حاضر و مؤثر است.
- جمادات
- موجودات بیجان، اشیاء بیحرکت مانند سنگ و چوب
- از نبرد
- در نتیجهٔ کار و کوشش، از طریق به کارگیری قدرت
- کی
- چه وقت، چه زمانی (در اینجا برای پرسش انکاری به کار رفته، یعنی «هرگز»)
- جمادی
- بیجان بودن، حالت جماد بودن
- نفی کرد
- انکار کرد، از بین برد، سلب کرد
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.