قرائت دفتر ۵ بخش ۱۳۶ - حکایت آن درویش کی در هری غلامان آراستهٔ عمید خراسان را دید و بر اسبان تازی و قباهای زربفت و کلاهای مغرق و غیر آن پرسید کی اینها کدام امیرانند و چه شاهانند گفت او را کی اینها امیران نیستند اینها غلامان عمید خراسانند روی به آسمان کرد کی ای خدا غلام پروردن از عمید بیاموز آنجا مستوفی را عمید گویند بیت ۳۱۷۵

M5:3175 — زانک می‌بافی همه‌ساله بپوش / زانک می‌کاری همه ساله بنوش

زانک می‌بافی همه‌ساله بپوشزانک می‌کاری همه ساله بنوش
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M5:3175

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 09 — [01:39:59] پرسش و پاسخ: بی‌صورتی و جسمانیت در معاد

تفسیر عذاب رو این‌جوری می‌کنه دیگه. می‌گه این نیشی که اینجا به مردم می‌زنی، فردا می‌شه یه عقربی که تو رو نیش می‌زنه.

همونی که برای دیگران، پاپوشی که درست می‌کنی، اونجا می‌شه پاپوش تو. یعنی یه کفش مثلاً آتشی می‌شود و امثال این‌ها. یا مثلاً در مورد جهنم که خب اون خیلی حرف‌های مهمی داره:

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.