قرائت دفتر ۵ بخش ۱۳۶ - حکایت آن درویش کی در هری غلامان آراستهٔ عمید خراسان را دید و بر اسبان تازی و قباهای زربفت و کلاهای مغرق و غیر آن پرسید کی اینها کدام امیرانند و چه شاهانند گفت او را کی اینها امیران نیستند اینها غلامان عمید خراسانند روی به آسمان کرد کی ای خدا غلام پروردن از عمید بیاموز آنجا مستوفی را عمید گویند بیت ۳۱۹۱

M5:3191 — متصل چون شد دلت با آن عدن / هین بگو مهراس از خالی شدن

متصل چون شد دلت با آن عدنهین بگو مهراس از خالی شدن
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M5:3191

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 18 — [55:03:00] بلبل از فیض گل آموخت سخن


جلسهٔ 25 — [00:55:07] منت خدا بر اولیا و علم وحی دل

می‌گوید که علم دو جوره. یه علمی که از بیرون میاد و این حوضو پر می‌کنه، یه علمی که از درون می‌جوشه که از همون جنس الهاماته. و شخص در اثر تقویتی که به ضمیر می‌ده، تهذیبی که به نفس می‌ده، رفته‌رفته اون سرچشمه‌های معرفت در درونش جوشان می‌شه و همیشه تر و تازه است و همیشه پره و خالی نمی‌شه. خالی نمی‌شه برای اینکه به قول مولانا:

به یک جایی وصله، به یک دریایی وصله که هیچ وقت تهی نمی‌شه و خالی نمی‌شه. علم نقل یعنی همین علوم نقلی، منقولات، یعنی تاریخ، یعنی فقه، یعنی علم تفسیر، اینا بالاخره علوم نقلیه دیگه. می‌گه کاشکی به علم نقل کم بودی ملی. کمتر پر بود از این‌ها.

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.