قرائت دفتر ۵ بخش ۱۵۶ - حکایت آن مهمان کی زن خداوند خانه گفت کی باران فرو گرفت و مهمان در گردن ما ماند بیت ۳۶۴۱

M5:3641 — آن یکی را بیگهان آمد قنق / ساخت او را هم‌چو طوق اندر عنق

آن یکی را بیگهان آمد قنقساخت او را هم‌چو طوق اندر عنق
برای مردی، مهمانی سرزده و بی‌موقع از راه رسید،و همچون طوقی بر گردنش، ناچار به پذیرایی او شد.
مردی با مهمانی ناخوانده و دیروقت روبرو شد که حضورش مانند طوقی بر گردن، اجباری و گریزناپذیر بود.

M5:3641

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.