قرائت دفتر ۵ بخش ۱۵۶ - حکایت آن مهمان کی زن خداوند خانه گفت کی باران فرو گرفت و مهمان در گردن ما ماند بیت ۳۶۵۷

M5:3657 — مرد مهمان را گل و باران نشاند / بر تو چون صابون سلطانی بماند

مرد مهمان را گل و باران نشاندبر تو چون صابون سلطانی بماند
باران و گِل، آن مرد مهمان را زمین‌گیر کرد و نگه داشت،و او مثل صابون سلطانی به جان تو چسبید و ماندگار شد.
زن در تاریکی، به گمان اینکه با شوهرش سخن می‌گوید، از ماندن مهمان به خاطر بارندگی گله می‌کند و می‌گوید این مهمان مثل صابونی که به سختی از تن شسته می‌شود، به ما چسبیده است.

M5:3657

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.