قرائت دفتر ۵ بخش ۱۶۳ - حکایت آن مجاهد کی از همیان سیم هر روز یک درم در خندق انداختی به تفاریق از بهر ستیزهٔ حرص و آرزوی نفس و وسوسهٔ نفس کی چون می‌اندازی به خندق باری به یک‌بار بینداز تا خلاص یابم کی الیاس احدی الراحتین او گفته کی این راحت نیز ندهم بیت ۳۸۱۷

M5:3817 — آلتش بشکست و ره‌زن زنده ماند / نفس زنده‌ست ارچه مرکب خون فشاند

آلتش بشکست و ره‌زن زنده ماندنفس زنده‌ست ارچه مرکب خون فشاند
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M5:3817

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.