قرائت› دفتر ۵› بخش ۲۰ - صفت طاوس و طبع او و سبب کشتن ابراهیم علیهالسلام او را› بیت ۴۰۹
M5:409 — تو مگر آیی و صید او شوی / دام بگذاری به دام او روی
M5:409
شرحِ سروش — برگرفته از درسگفتارهای ضبطشدهٔ مثنوی او
شرح
جلسهٔ 01 — [00:14:44] تمثیل دریا و کف در غزل شهدای کربلا
این سبو وصل به اون جوست، وصل به اون نهر است، وصل به اون دریاست. لذا همین که شما وارد این جو بشید، وارد دریا شدهاید. شما رو با خود به دریا خواهد برد. با مولوی که مینشینید، اگر تلاطم در شما نیفتد، اگر این جزر و مدی که در وجود او بود شما رو فرا نگیرد، بدانید که هنوز با او ننشستهاید، هنوز از او دورید و بیگانهاید. اما وقتی که این جزر و مد شما رو هم به تلاطم وادارد، علیالخصوص وقتی که دیوان کبیر او رو میخوانید، آنگاه بدانید که این مرد به سراغ شما آمده و مشغول شکار کردن شماست و تا چقدر سعادتمند باشید که صید او بشوید.
جلسهٔ 18 — [13:21:00] شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
از خود او باید بپرسیم که تو چیستی و کیستی و چه جایی در کل عالم داری و این وقتیست که ما غرقه او بشیم. حالا دو حرف هم هست در اینجا که جاهای دیگه مولانا دربارهش سخن گفته. یکی اینکه ما اونو صید کنیم یا او بیاد ما رو صید کنه. حرف مولانا این است که:
عشق میگوید به گوشم پست پست
به زبانِ تو — AI
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.