قرائت› دفتر ۵› بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید› بیت ۸۸۱
M5:881 — گر ز تو راضیست دل من راضیم / ور ز تو معرض بود اعراضیم
گر ز تو راضیست دل من راضیمور ز تو معرض بود اعراضیم
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی
M5:881
❋ ❋ ❋
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
❋
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.