قرائت دفتر ۵ بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید بیت ۸۸۹

M5:889 — پس دل پژمردهٔ پوسیده‌جان / بر سر تخته نهی آن سو کشان

پس دل پژمردهٔ پوسیده‌جانبر سر تخته نهی آن سو کشان
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M5:889

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.