قرائت دفتر ۶ بخش ۲۹ - وصیت کردن مصطفی علیه‌السلام صدیق را رضی الله عنه کی چون بلال را مشتری می‌شوی هر آینه ایشان از ستیز بر خواهند در بها فزود و بهای او را خواهند فزودن مرا درین فضیلت شریک خود کن وکیل من باش و نیم بها از من بستان بیت ۱۰۰۵

M6:1005 — احسن التقویم در والتین بخوان / که گرامی گوهرست ای دوست جان

احسن التقویم در والتین بخوانکه گرامی گوهرست ای دوست جان
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1005

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در سوره تین، بخوان از «احسن التقویم»؛ که ای دوست، جانِ تو گوهری است بسیار ارجمند.

معنا: این بیت ما را فرامی‌خواند که در سوره تین قرآن تأمل کنیم تا بفهمیم که چگونه وجود انسان، «احسن التقویم» (برترین صورت و آفرینش) است و این جان آدمی گوهری بس گران‌بهاست.

شرح

مولانا در این بیت ما را مستقیم به قرآن، به سوره مبارکه تین ارجاع می‌دهد؛ به آنجا که خداوند می‌فرماید: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ» (ما انسان را در بهترین ساختار و قامت آفریدیم). این «احسن التقویم» نکته‌ای حیاتی است که مولانا آن را گوهری گرانمایه و والاترین زینت می‌شمارد و می‌گوید این جانِ آدمی، این هویت انسانی، از هر دو عالم برتر است و قیمتی دارد که حتی از عرش الهی نیز فزون‌تر است. این ادعایی است سترگ که به سادگی از کنار آن نمی‌توان گذشت.

من می‌خواهم تأکید کنم که تفاوت بنیادین میان انسان و حیوان، دقیقاً در همین توانایی «شمردن» و «اعتبار کردن» است. حیوانات، همان‌طور که مولانا می‌گوید، «اهل زینت کردن نیستند». برای یک الاغ، خرمهره و گوهر یکی است؛ مروارید با یک تکه سنگ‌ریزه نزد او تفاوتی ندارد. چرا؟ چون حیوان فاقد آن نفس ناطقه و آن شعور آدمی است که چیزی را «به منزله چیز دیگری» برگیرد و به آن اعتبار و ارزش بخشد. زینت هیچ‌چیز نیست مگر آنکه ما آن را زینت بشماریم. اگر ما این اعتبار را از آن سلب کنیم، سنگی است افتاده به گوشه‌ای. این ظرفیتِ اعتبار کردن، این تواناییِ خلق معنا و ارزش‌های اعتباری، مختص انسان است.

بنابراین، وقتی مولانا می‌گوید «احسن التقویم» از عرش خدا بالاتره و «از فکرت برون است»، منظور این است که ارزش و عظمتِ این گوهرِ جان، یعنی همین ظرفیت انسانیِ اعتبار و معنابخشی، فراتر از فهم و تصور ماست. فکر آدمی به کنه آن نمی‌رسد، زیرا خودِ این فکر، محصول همین «احسن التقویم» است. انسان با همین تواناییِ اعتبار کردن است که می‌تواند زبان بیافریند، هنر خلق کند، به ارزش‌ها پایبند باشد و حتی خدا را بشناسد. این گوهر، به قدری گران‌بها و وصف‌ناشدنی است که مولانا با طنزی عارفانه می‌گوید: «گر بگویم قیمت این ممتنع / من بسوزم هم بسوزد مستمع». نمی‌توان این ارزش بی‌حد و حصر را به زبان آورد، چرا که کلام ظرفیت بیان آن را ندارد. پس، ای دوست جان، در سوره تین بخوان تا عظمت این جانِ گرانمایه را در خودت کشف کنی.

نکات کلیدی

  • بیت بر اساس آیه «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ» (سوره تین) استوار است و انسان را عالی‌ترین آفرینش معرفی می‌کند.
  • جانِ آدمی گوهری بس گران‌بها و والاترین زینت‌هاست که ارزشی فراتر از عرش دارد.
  • تفاوت اساسی انسان و حیوان در قابلیت «اعتبار کردن» (ارزش‌نهادن و معنابخشی) است؛ حیوانات فاقد این توانایی‌اند.
  • ارزش حقیقی «احسن التقویم» (یعنی وجود انسان) به قدری والاست که از درک و بیان ما خارج است.
  • مولانا با ارجاع به این آیه، خواننده را به تأمل در عظمت و منزلت ذاتی خود فرامی‌خواند.

Sources: d6-s21 · 00:57:30 d6-s21 · 01:00:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.