قرائت دفتر ۶ بخش ۲۹ - وصیت کردن مصطفی علیه‌السلام صدیق را رضی الله عنه کی چون بلال را مشتری می‌شوی هر آینه ایشان از ستیز بر خواهند در بها فزود و بهای او را خواهند فزودن مرا درین فضیلت شریک خود کن وکیل من باش و نیم بها از من بستان بیت ۱۰۰۹

M6:1009 — حلقه در زد چو در را بر گشود / رفت بی‌خود در سرای آن جهود

حلقه در زد چو در را بر گشودرفت بی‌خود در سرای آن جهود
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1009

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ابوبکر در زد و وقتی در گشوده شد، با حالتی از خودبی‌خودی به سرای آن مرد یهودی (که بلال را شکنجه می‌کرد) وارد گشت. معنا: این بیت ورود بی‌پروا و از خود بی‌خود ابوبکر را به خانه شکنجه‌گر بلال توصیف می‌کند که ناشی از غیرت دینی و شور عشق اوست.

شرح

این بیت صحنه‌ای پرشور و غیورانه را به تصویر می‌کشد: ورود ابوبکر، صدیق اکبر، به خانه آن کس که بلال را شکنجه می‌کرد. نکته‌ی کانونی در این بیت، «بی‌خود» بودن ابوبکر است. این «بی‌خود»ی به معنای بی‌هوشی یا عدم آگاهی نیست؛ بلکه حالتی از سرمستی عارفانه، شوریدگی الهی و از خود رفتن در طریق حق است. او نه به آداب ورود توجهی دارد و نه به اذن گرفتن؛ گویی نیرویی متعالی او را به پیش می‌راند. در واقع، این از خود بی‌خودی عین عینیت‌بخشی به امر الهی است؛ وقتی که غیرت حق در دل سالک می‌جوشد، محاسبه‌ها و ملاحظات عرفی کنار می‌روند.

مولانا در ادامه توضیح می‌دهد که ابوبکر «سرمست و پر آتش» وارد شد و «از دهانش بس کلام تلخ جست.» این «آتش» همان آتشی است که در مثنوی بارها ستوده شده، آتش عشق و غیرت که سالک را از بند خامی و بی‌عملی می‌رهاند. کلام تلخ او نیز نه از سر کینه، که از سوز صدق و خشم بر ظلم است. این کلام، تجلی همان حقیقتی است که در دل ابوبکر شعله‌ور گشته.

اما در اینجا باید بر نکته‌ای ظریف و در عین حال مهم تأکید کنم. مولانا در این حکایت از تعابیری چون «آن جهود» و در ابیات بعدی «در دین جهودی ماده‌ای» استفاده می‌کند. این زبان، اگرچه امروز ناپسند و حتی مذموم شمرده می‌شود، اما مولود فرهنگ زمانه مولاناست. همان‌طور که بارها گفته‌ام، بزرگان ما «قدری سرشان را از زیر لحاف فرهنگ بیرون آورده بودند»، اما کالبدشان ناگزیر در همان آب و هوای فرهنگی تنفس می‌کرد. اینکه مولانا، خود نیز، از این تعابیر استفاده می‌کند، نشان می‌دهد که پاره‌ای از مشهورات و مدهای فکری دوران، حتی بر اندیشه‌های بلند نیز سایه می‌اندازد. وظیفه ما در این جا نه توجیه، که تحلیل و درک شرایط تاریخی و فرهنگی است، و البته جدا کردن جوهر پیام معنوی از قالب‌های زبانی زمانه‌اش. این امر نباید ما را از عمق معنوی داستان و اقدام ابوبکر غافل کند، بلکه بینشی عمیق‌تر به ما می‌دهد که چگونه حتی عارفان بزرگ نیز در دام مشهورات زمانه خود گرفتار می‌آیند. این نکته به هیچ روی از مقام مولانا نمی‌کاهد، بلکه راهی به سوی درک واقع‌بینانه‌تر از نسبت میان زمانه و بزرگان آن می‌گشاید.

نکات کلیدی

  • «بی‌خود» بودن در اینجا به معنای سرمستی و غیور بودن در راه حق است، نه بی‌هوشی.
  • فعل «بی‌خود» ابوبکر نشان از اولویت عشق و غیرت بر آداب و رسوم دنیوی دارد.
  • «آتش» و «کلام تلخ» او تجلی خشم بر ظلم و صداقت در عشق الهی است.
  • واژه‌هایی چون «جهود» و «ماده» در این بیت، نشان‌دهنده تاثیر پذیرش‌های فرهنگی زمانه مولانا حتی بر اندیشه‌های بزرگ است.
  • این بیت تاکید می‌کند که غیرت الهی می‌تواند سالک را به شکستن قواعد مرسوم برای دفاع از حق وادارد.

Sources: d6-s21 · 01:00:00 d6-s21 · 01:01:00 d6-s21 · 01:02:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.