قرائت دفتر ۶ بخش ۲۹ - وصیت کردن مصطفی علیه‌السلام صدیق را رضی الله عنه کی چون بلال را مشتری می‌شوی هر آینه ایشان از ستیز بر خواهند در بها فزود و بهای او را خواهند فزودن مرا درین فضیلت شریک خود کن وکیل من باش و نیم بها از من بستان بیت ۱۰۲۲

M6:1022 — آن چه بادست اندر آن خرد استخوان / کو پذیرد حرف و صوت قصه‌خوان

آن چه بادست اندر آن خرد استخوانکو پذیرد حرف و صوت قصه‌خوان
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1022

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن بادی که در آن استخوان کوچک (گوش) جای گرفته، چگونه حرف و صدای قصه خوان را دریافت می‌کند؟ معنا: مولانا در اینجا به مکانیسم فیزیکی شنیدن اشاره می‌کند و می‌پرسد که چگونه گوش، با وجود سازوکار بادی و استخوانی‌اش، قادر به درک حرف و صوت قصه‌گو می‌شود.

شرح

مولانا در این بیت به تئوری‌های کهن طب و فیزیولوژی، به ویژه آنچه ابن‌سینا بیان کرده، نظر دارد. بی‌شک، مقصودش تنها توصیف علمی نیست؛ او می‌خواهد ما را به عمق دیگری از ادراک ببرد. او می‌گوید در گوش میانی ما هوایی ساکن هست و هوای بیرون با جنباندن آن، ادراک صوتی را پدید می‌آورد. حال می‌پرسد: آن باد در آن استخوان خرد (گوش)، چگونه حرف و صوت قصه‌خوان را می‌پذیرد و درک می‌کند؟

من معتقدم مولانا با طرح این پرسش، این مکانیسم‌های فیزیکی را تنها «روپوش» حقیقت می‌داند. «روپوش» کلمه‌ای کلیدی در مثنوی است؛ پوششی است بر حقیقتی عمیق‌تر. این باد، این استخوان، همه مقدمات امرند، اما ادراک اصلی چیزی فراتر از این‌هاست و مستقل از آنها صورت می‌گیرد.

اگر بخواهیم این سخن را از منظر فلسفی بنگریم، بی‌درنگ به اندیشه‌های ملاصدرا می‌رسیم که می‌گفت ادراکات ما «قیام صدوری» به نفس دارند، نه «قیام حلولی». قیام حلولی یعنی اینکه ادراکات از بیرون وارد ذهن یا نفس ما می‌شوند، اما ملاصدرا می‌گوید که ادراکات از نفس صادر می‌شوند؛ یعنی نفس آنها را خلق می‌کند و می‌سازد. دستگاه‌های حسی و اندام‌ها تنها نفس را «اعداد» می‌کنند، یعنی آماده می‌سازند تا ادراکی را خلق و صادر کند.

بنابراین، این بیت نیز بر این نکته تأکید می‌کند که روح و نفس انسان، فاعل حقیقی ادراک است. گوش با تمام پیچیدگی‌اش تنها ابزاری است که بستر را برای آفرینش ادراک توسط نفس فراهم می‌آورد. ما نه تنها گیرندهٔ منفعل صدا نیستیم، بلکه نفس ماست که به صدا شکل و معنا می‌بخشد و آن را درک می‌کند. مولانا پیوسته بر این اصل پافشاری می‌کند که حقیقت هرگز در ظاهر متوقف نمی‌ماند؛ ظاهر تنها دریچه‌ای است به باطن، و در اینجا نیز سازوکار شنیدن تنها روپوشی است برای فعالیت شگفت‌انگیز و خلاقهٔ نفس در عرصهٔ ادراک.

نکات کلیدی

  • ادراک حسی صرفاً یک فرآیند فیزیکی نیست، بلکه ریشه‌ای در فعالیت خلاقهٔ نفس دارد.
  • مکانیسم‌های بدنی (مانند گوش) تنها «روپوش» و ابزاری برای نفس هستند تا ادراک را خلق کند.
  • نفس فاعل اصلی و خالق ادراکات است، نه صرفاً یک گیرندهٔ منفعل.
  • مولانا با اشاره به نظریات کهن، قصد دارد ما را به فراسوی ظاهر مکانیکی ادراک رهنمون شود.

Sources: d6-s22 · 00:08:12 d6-s22 · 00:08:58 d6-s22 · 01:00:01

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.