قرائت دفتر ۶ بخش ۳۱ - معاتبهٔ مصطفی علیه‌السلام با صدیق رضی الله عنه کی ترا وصیت کردم کی به شرکت من بخر تو چرا بهر خود تنها خریدی و عذر او بیت ۱۱۰۰

M6:1100 — می‌دمد در گوش هر غمگین بشیر / خیز ای مدبر ره اقبال گیر

می‌دمد در گوش هر غمگین بشیرخیز ای مدبر ره اقبال گیر
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1100

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بشارت‌دهنده‌ای در گوش هر غمگین راز می‌گوید: «برخیز ای آن که رو گردانده‌ای، راهِ اقبال (سعادت) را پیش گیر!»

معنا: این بیت از ندایی درونی و الهی سخن می‌گوید که پنهانی در گوش انسان‌های اندوهگین زمزمه می‌کند و آن‌ها را به ترک وضع موجود، برخاستن از رخوت و درگرفتن راهی نو که سرشار از سعادت و اقبال معنوی است، فرامی‌خواند.

شرح

این بیت، به صراحت، تصویری از رحمت و بشارت الهی را پیش چشم ما می‌گشاید. «بشیر»، در اینجا، صرفاً یک پیک خبررسان نیست؛ او ندایی است از عالم غیب، گاه درونی و گاه از زبان عاشقی چون مولانا که در گوش «هر غمگین» به آرامی نجوا می‌کند. این نجوا نه بانگی بلند و عمومی، بلکه پنهانی و خصوصی است، همچون سخنانی که مولانا خود را مخاطب آن‌ها می‌داند و "سر زیر عبا کرده و با خود سخن" می‌گوید. این بشارت‌دهنده، به شخص غمگین می‌گوید که از این جهان که به چشم ظاهربینان کهنه می‌نماید، اما برای عارف همواره "نوگر" و سیّال است، "اقبالی جدید" رسیده است. این همان سرشت جاری وجود است که پیوسته در حال نو شدن و آفرینش است و عارف، این سیلان وجود را می‌بیند و هرگز کهنگی در آن نمی‌یابد.

خطاب «ای مدبر» بسیار پرمعناست. "مدبر" کسی است که امور را تدبیر می‌کند، اما اینجا می‌توان آن را به کسی تعبیر کرد که به نوعی از اصل خود "روی برگردانده" و پشت به اقبال خویش کرده است، یا خود را در امور دنیویِ "گند و شپش"‌گرفته غرق کرده است. بشیر او را فرامی‌خواند که از این "حبس و گند و شپش" برخیزد و راه "اقبال" را پیش گیرد. این اقبال، نه فقط شانس و بخت، که سعادتی باطنی و موهبتی الهی است که همواره در کمین مشتاقان است، اما آنان که در غم فرورفته‌اند، از آن غافلند. این یک دعوت به بیداری و تحول است.

بسیار مهم است که "بشیر" این پیام را "آهسته" در گوش می‌دهد: «هین که تا کس نشنود رستی خموش». این به این معناست که این دعوت، یک امر کاملاً شخصی و درونی است؛ نباید منتظر تأیید و استقبال دیگران بود. باید این پیام را در خلوت خود شنید و به آن عمل کرد. مولانا خود در این لحظه، نقش همین بشارت‌دهنده را ایفا می‌کند و از احوال خوش خود و الهامات تازه‌ای که نصیبش شده، برای دیگران سخن می‌گوید. او خود شاهد "اقبالی جدید" است و از جهان کهنه‌ای که نو می‌شود، خبر می‌دهد. او دیگر به گذشته و کهنگی نمی‌پردازد؛ بلکه در زمان حال، در اوج "نو شدن" است.

اما مولانا در ادامه همین ابیات هشداری هم می‌دهد: گرچه این ندا ابتدا آهسته و در گوشی است، اما اگر نادیده گرفته شود، کم‌کم تبدیل به صدایی بلند و کوبنده می‌شود، تا بدانجا که "از بن هر مو برآمد طبل‌زن". اما افسوس که اگر گوش جان کر شود، حتی بانگ این طبل‌ها هم به گوش "عدو رشک‌خو" نمی‌رسد. "می‌شکنجد، می‌زند بر روش ریحان که تری‌ست / او ز کوری گوید این آسیب چیست؟" یعنی رحمت الهی به نرمی و نوازش هم که جلوه کند، دل‌های کور آن را بلا می‌پندارند. پس، این بیت دعوتی است برای هوشیاری و گوش سپردن به زمزمه‌های اولیه‌ی "بشیر" پیش از آنکه کرانه‌های دل به کلی بسته شود و دیگر راهی برای شنیدن نماند. این، پیامی برای شنیدن و عمل کردن به ندای باطنیِ "اقبال" است.

نکات کلیدی

  • ندای بشارت‌دهنده، ندایی درونی و پنهان است که در خلوت به گوش جان می‌رسد.
  • غمگینان به خاطر غفلت از اقبال و سعادت باطنی، در زندان غم اسیرند.
  • «مدبر» کسی است که از اقبال الهی رو گردانده و در تدبیر امور دنیوی غرق شده است.
  • این بیت دعوتی است برای برخاستن از رخوت و تنگنای خودساخته و درگرفتن راه سعادت معنوی.
  • اقبالی جدید و دائمی از جهانِ همواره نو شونده، به سوی ما می‌آید.
  • شنیدن این ندای آهسته، شرط بیداری است؛ نادیده گرفتن آن به کر شدن گوش جان می‌انجامد.

Sources: d6-s23 · 00:13:33 d6-s23 · 00:14:50 d6-s23 · 00:15:20 d6-s23 · 00:16:30

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.