قرائت دفتر ۶ بخش ۳۱ - معاتبهٔ مصطفی علیه‌السلام با صدیق رضی الله عنه کی ترا وصیت کردم کی به شرکت من بخر تو چرا بهر خود تنها خریدی و عذر او بیت ۱۱۰۶

M6:1106 — این کشاکش چیست بر دست و تنم / خفته‌ام بگذار تا خوابی کنم

این کشاکش چیست بر دست و تنمخفته‌ام بگذار تا خوابی کنم
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1106

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این کشمکش و تقلا چیست که بر دست و تنم حس می‌کنم؟ من خفته‌ام، بگذارید تا خوابی کنم. معنا: بیت حال کسی را توصیف می‌کند که چنان در غفلت فرو رفته که حتی لطیف‌ترین نوازش‌ها و اشارات بیداری از جانب معشوق را مزاحمت یا درد می‌پندارد و می‌خواهد در خواب خود بماند.

شرح

مولانا در اینجا از حال و روز کسانی سخن می‌گوید که چنان در خواب غفلت و کوری معنوی فرورفته‌اند که نه تنها آوای دهل‌های بیداری را نمی‌شنوند، بلکه حتی لطیف‌ترین و مهربانانه‌ترین اشارات و نوازش‌های معشوق ازلی را نیز به عنوان یک آسیب، درد یا مزاحمت تلقی می‌کنند. من دیده‌ام که مولانا می‌گوید گاهی چنان آدمی گوش خود را می‌بندد که صدها دهل هم بر گرد او کوبیده شود، او بانگی نمی‌شنود. اما کار به اینجا ختم نمی‌شود. گاهی با نهایت نرمی و لطف، بویی از حقیقت، لمسی از معشوق، همچون ریحانی که بر دست می‌آرمد، یا معشوقی که برای نازکردن دستت را می‌کشد، به سراغ این خفته می‌آید. این اشارت، دعوتی است به بیداری، نوازشی است برای جلب توجه. اما پاسخ این غفلت‌زده چیست؟ «این کشاکش چیست بر دست و تنم؟» او این لطف را نه به عنوان محبت، بلکه به مثابه «کشاکش»، یعنی دست و پا زدن و تقلا می‌بیند. حتی از آن فراتر، از آن دردمندی و رنج برداشت می‌کند. و با نهایت بی‌اعتنایی و انفعال می‌گوید: «خفته‌ام بگذار تا خوابی کنم.» گویی که بیداری را نمی‌خواهد، آسودگی در ناآگاهی را بر رنج شناخت و وصل ترجیح می‌دهد. این، اوج بی‌خبری است؛ حال کسی که خودِ معشوق، خودِ آگاهی، خودِ زندگی‌بخش به سراغش آمده و او این حضور را «آسیب» می‌نامد و از آن روی برمی‌گرداند. این بیت به زیبایی، تقابل میان لطف مستمر الهی و غفلت عمیق انسانی را به تصویر می‌کشد. همان «تجشم» و «لاغ» (معاشقه و شوخی) ازلی است که بر سر عزیزان می‌آید تا آنان را بیدارتر کند؛ اما گاهی این «کشاکش» برای بیدارکردن «کوران» نیز به کار می‌آید، تا مگر غریبی از کوی غفلت برخیزد. این یعنی حتی رنج‌های ظاهری نیز می‌توانند پوششی باشند برای الطاف و اشارات بیدارکننده.

نکات کلیدی

  • عمق غفلت، الطاف بیدارکنندهٔ معشوق را مزاحمت می‌پندارد.
  • «کشاکش» بر دست و تن، در واقع نوازش و دعوت خداوند به بیداری است.
  • فرد خفته، اصرار بر ماندن در خوابِ ناآگاهی دارد و از آگاهی می‌گریزد.
  • این بیت تقابل لطف بی‌کران الهی با بی‌خبری و کوری معنوی انسان را نشان می‌دهد.
  • گاهی رنج‌ها و فشارهای زندگی، پوششی برای بیدار ساختن انسان از خواب غفلت‌اند.

Sources: d6-s23 · 00:13:33 d6-s23 · 00:16:15 d6-s23 · 00:16:35 d6-s23 · 00:16:45 d6-s23 · 00:16:55 d6-s23 · 00:17:15

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.