قرائت دفتر ۶ بخش ۳۷ - در بیان آنک مصطفی علیه‌السلام شنید کی عیسی علیه‌السلام بر روی آب رفت فرمود لو ازداد یقینه لمشی علی الهواء بیت ۱۱۸۶

M6:1186 — گوید احمد گر یقینش افزون بدی / خود هوایش مرکب و مامون بدی

گوید احمد گر یقینش افزون بدیخود هوایش مرکب و مامون بدی
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1186

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: احمد (پیامبر اسلام) می‌گوید اگر یقین او (عیسی) افزون‌تر می‌بود، هوا برایش مرکب (مرکب راهوار) می‌شد و او بر آن ایمن می‌بود. معنا: این بیت به روایتی اشاره دارد که پیامبر اسلام (ص) در مورد حضرت عیسی (ع) فرمودند که اگر یقین عیسی افزون‌تر می‌بود، می‌توانست بر هوا نیز گام بردارد و در آن ایمن باشد، همان‌طور که بر آب راه می‌رفت.

شرح

مولانا در این بیت به روایتی اشاره می‌کند که پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند. روایت این است که پیامبر شنیدند که حضرت عیسی بر روی آب راه می‌رفته، و در پاسخ فرمودند: «اگر یقین عیسی بیشتر می‌بود، بر هوا نیز راه می‌رفت.» این بیت از زبان احمد (نام دیگر پیامبر) همین نکته را بازگو می‌کند: اگر یقین عیسی افزون‌تر می‌شد، هوا مرکب او می‌گشت و او نیز بر آن کاملاً ایمن بود، بی‌هیچ ترس از سقوطی. در واقع پیامبر (ص) در ادامهٔ همین روایت، خود را مثال می‌زنند که «همچو من که بر هوا راکب شدم / در شب معراج مستصحب شدم.» یعنی همان‌طور که من در شب معراج بر هوا سوار شدم و به مصاحبت خداوند رسیدم، عیسی نیز اگر یقینش به کمال می‌رسید، می‌توانست چنین کند.

من قویاً معتقدم که برای مولانا، اعتبار سند حدیثی در اینجا درجه دوم اهمیت را دارد. آنچه برای او حیاتی است، اصل معرفتی نهفته در روایت است: اینکه یقین و مرتبهٔ باطنی انسان تا کجاست که می‌تواند حتی قوانین طبیعی را نیز تحت تأثیر قرار دهد و بر آن‌ها چیره شود. این همان نگاهی است که عیسی (ع) نیز در انجیل بارها تکرار می‌کند که «اگر ایمان داشته باشید، می‌توانید کوه‌ها را جابه‌جا کنید.» مولانا این مفهوم را به سرحد نهایی خود می‌برد: هوا، که معمولاً بستر پرواز پرندگان است و انسان را جذب زمین می‌کند، می‌تواند برای اهل یقین مرکب و بستری ایمن شود. این نه تنها دربارهٔ معجزات بیرونی، بلکه دربارهٔ تحول کیفی روح و روان است که بر عالم ظاهر اثر می‌گذارد. یقین اینجا نه تنها یک باور ذهنی، بلکه یک حال و مقام وجودی است که واقعیت را از نو صورت می‌بخشد. اینجاست که معجزه از یک واقعهٔ خارق‌العاده به یک نتیجهٔ طبیعی از اوج یقین تبدیل می‌شود.

نکات کلیدی

  • یقین، مرتبه‌ای فراتر از ایمان صرف، که به شهود و تجربه مستقیم می‌انجامد و قدرت تسخیر طبیعت را به همراه دارد.
  • مولانا بر پیام معرفتی و تحولی روایات تأکید دارد، نه لزوماً بر اعتبار سندی جزئیات آن‌ها.
  • توانایی‌های خارق‌العاده، از جمله راه رفتن بر آب یا هوا، نتیجهٔ منطقی اوج گرفتن یقین در انسان است.
  • هوا، در پرتو یقین عارفانه، از مانعی فیزیکی به مرکبی ایمن برای سالک تبدیل می‌شود.
  • معراج پیامبر اسلام (ص) نمادی از والاترین سطح یقین و غلبه بر محدودیت‌های مادی است که در همین راستا تفسیر می‌شود.

Sources: d6-s24 · 00:52:39

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.