قرائت دفتر ۶ بخش ۱ - تمامت کتاب الموطد الکریم بیت ۱۳

M6:13 — یا شب مهتاب از غوغای سگ / سست گردد بدر را در سیر تگ

یا شب مهتاب از غوغای سگسست گردد بدر را در سیر تگ
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:13

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آیا شب مهتاب، از غوغای سگان، درخشش و حرکت ماه در مسیرش سست می‌گردد؟

معنا: مولانا می‌پرسد که آیا در شبی که ماه کامل در آسمان می‌درخشد، بانگ سگانِ زمین می‌تواند مسیر و درخشش آن را متوقف یا کند کند؟ پاسخ تلویحی این است که خیر، حقیقت و زیبایی راه خود را بی‌اعتنا به کارشکنی‌ها طی می‌کند.

شرح

من بی‌تردید معتقدم که این بیتِ مولانا یک حقیقتِ بنیادین را دربارهٔ طبیعتِ دعوتِ الهی و جایگاهِ حقیقت در جهان بیان می‌کند. مولانا در اینجا یک تمثیلِ درخشان به دست می‌دهد؛ تمثیلی که پیش از آن به داستانِ نوحِ نبی اشاره کرده بود که نهصد سال دعوت می‌نمود و با این حال، انکارِ قومش فزون می‌گشت. پرسش اینجاست که آیا نوح از گفتنِ حقیقت باز ایستاد؟ آیا دعوتِ الهی با غوغای منکران، سست می‌شود؟

همین جاست که این بیتِ محوری خود را نشان می‌دهد: «یا شب مهتاب از غوغای سگ / سست گردد بدر را در سیر تگ؟» خیر، صددرصد خیر. این مثال نشان می‌دهد که سیرِ حقایقِ الهی و نورِ آن، همچون حرکتِ ماهِ کامل، فارغ از سر و صداها و اعتراضاتِ فرومایه، مسیرِ خود را طی می‌کند. سگ‌ها بر طبقِ طبیعتِ خودشان غوغا می‌کنند و ماه نیز بر اساسِ خلقتش نورافشانی. مولانا می‌فرماید: «مه فشاند نور و سگ غو غو کند / هر کسی بر خلقت خود می‌تند.» این یک نکتهٔ کانونی در هستی‌شناسیِ مولوی است: هر موجودی، بر اساسِ سرشت و خدمتی که قضا به او داده است، رفتار می‌کند و این رفتارِ متفاوت، نباید مسیرِ نورافشانیِ ماه را سست کند.

از دیدگاهِ مولانا، جهان نظامی‌ست که توازنِ اضداد در آن حکمفرماست. او در ادامهٔ بحثِ خود، تمثیلِ شکر و سرکه را به میان می‌آورد که چگونه هر دو رکنِ سکنجبین هستند؛ یکی لطف و دیگری قهر. این سگ‌ها، این غوغاها، این «سرکه‌ها» نیز در این عالم حضور دارند و اتفاقاً وجودِ آن‌ها نافیِ حضورِ «انگبین» و «ماه» نیست. بلکه جزئی از منظومه‌ای متعادل‌اند. این بدان معناست که ما نباید انتظار داشته باشیم که عالمِ تهی از سختی و مخالفت باشد؛ بلکه باید بدانیم که حقیقتِ ناب، مستقل از این «نعره‌های سقم»، راه خود را می‌رود. وظیفهٔ سالک، شناختِ نور و ملازمت با آن است، نه انتظارِ خاموشیِ سگ‌ها.

نکات کلیدی

  • دعوت به حقیقت و راهبری الهی، همچون نور ماه، با غوغای منکران و معارضان سست نمی‌گردد و راه خود را می‌پیماید.
  • وجود اضداد و عناصر به ظاهر 'منفی' (چون بانگ سگ) در جهان، بخشی از نظامِ متوازن و تدبیرِ الهی‌ست و نافیِ حقیقت نیست.
  • هر موجودی بر اساس خلقت و فطرت خود عمل می‌کند؛ ماه نور می‌افشاند و سگ غوغا می‌کند، و هیچ‌کدام دیگری را از مسیرش بازنمی‌دارد.
  • رهرو حقیقت باید بر مسیر خویش استوار بماند و از واکنش‌های مخالفین و کم‌ارزش، پریشان نشود.

Sources: d6-s01 · 00:45:03 d6-s01 · 00:47:25 d6-s01 · 00:50:51

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.