قرائت دفتر ۶ بخش ۴۴ - رجوع به قصهٔ رنجور بیت ۱۳۴۶

M6:1346 — آن توکل کو خلیلانه ترا / وآن کرامت چون کلیمت از کجا

آن توکل کو خلیلانه تراوآن کرامت چون کلیمت از کجا
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1346

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن توکلِ همچون توکل ابراهیم، از کجا داری که تیغت اسماعیل را نَبُرد؟ و آن کرامتِ همچون کرامت موسی، از کجا داری که شهری را به قعر نیل نتوانی فرستاد؟ معنا: مولانا در اینجا مخاطب خود را هشدار می‌دهد که خود را با پیامبران بزرگ مانند ابراهیم و موسی مقایسه نکند و گمان نبرد که همان توکل و کرامت الهی شامل حال او نیز خواهد شد.

شرح

مولانا، در این بیت، درسی بنیادین در خودشناسی و تواضع به ما می‌آموزد. او به قاطعیّت می‌گوید: «کار پاکان را قیاس از خود مگیر.» این سخن گوهری‌ست که باید همواره آویزه‌ی گوش جان ما باشد. نمی‌توانیم خود را با آن اولیاء و انبیاء بزرگ الهی هم‌تراز بپنداریم که از تأیید و تکیه گاه خداوند برخوردار بودند. مقام و مسئولیت آنان، مأموریتی ویژه بود که مدیریت و تقدیر الهی چنین اقتضا می‌کرد و پروردگار، خود پشتیبان و هادی‌شان بود تا بار رسالت را به مقصد برسانند.

به ما می‌گوید تو ابراهیم نیستی، آن خلیل‌الله که چون فرمان ذبح فرزندش اسماعیل را شنید، با توکلی خلیلانه و خالصانه، بی‌هیچ پروایی از ملامت خلق یا قضاوت اخلاق زمینی، تیغ بر گلوی فرزند کشید. برای او، این توکل و خلوص، دستگیرش شد؛ تیغش کُند گشت و مأموریت الهی به شکل دیگری محقق شد. این خود یک معمای عظیم دینی‌ست، که در تورات و قرآن آمده و تفسیرهای گوناگونی دارد؛ از تعبیر خواب نادرست ابراهیم تا امتحانی برای برانداختن رسم فرزندکُشی. اما مولانا در اینجا این عمل را نهایت توکل می‌خواند که نتیجه‌اش نجات و رهایی بود. در این میان، اما یک انسان عادی، نباید به توهمِ چنین توکلی، دست به کاری ناروا بزند. وگرنه ممکن است تیغش تیز باشد و کار به نهایتِ هلاکت برسد و هیچ دستی نیز جلودار او نشود.

همچنین می‌گوید تو موسی کلیم نیستی، آن پیامبر بزرگی که به تعبیر اقبال لاهوری «سینه بحر» را شکافت و از رود نیل (یا دریای سرخ) عبور کرد تا به کوه سینا برسد و وحی الهی را دریافت کند. تو که فرعون نیستی تا خودت را به امواج بسپاری و گمان ببری که دریا به فرمانت شکافته می‌شود. اگر تو گام در چنین معرکه‌ای بگذاری، به یقین غرق خواهی شد و هلاکت ابد نصیبت می‌شود.

سخن مولانا یک هشدار جدی‌ست. به ما می‌گوید «حواست جمع باشد، قدم در هر معرکه و هر مهلکه‌ای نگذار.» این عالم، صدها هزار دام گسترده دارد؛ «صد هزاران دام و دانه است ای خدا / ما چو موران ضعیف بی‌وفا.» و نباید گمان کنیم که این دام‌ها صرفاً در بیرون ماست؛ بلکه دام همین وجود آدمی‌ست، همین شهوات و غضب و تمایلات سرکشی که در درون ما لانه کرده‌اند. شیطان نیز همین نفس اماره‌ی ماست که آدمی را به سوی هلاکت می‌کشاند.

خداوند، البته، آدمی را رها نکرده است. انبیاء و حکیمان و فیلسوفان را فرستاده، و «عقل» را به عنوان راهنمای درون عطا کرده تا ما را هشیار سازند و هشدار دهند که راه هست، اما در کنارش درّه‌ها و دام‌هاست. وضعیت ما متزلزل است؛ ما همچون کسی هستیم که روی طناب راه می‌رود. نباید خود را در معرض امتحان‌های سخت و داوری‌های دشوار قرار دهیم، چراکه اغلب اوقات، لغزش‌های ما در همین دوراهی‌ها آشکار می‌شود. مولانا خود در جایی دیگر دعا می‌کند: «ابتلایم می‌کنی یا رب مکن / مذهبی‌ام بخش و ده مذهب مکن.» او از خداوند می‌خواهد که او را در میان ده‌ها راه گمراه نکند، زیرا تاب و توان تشخیص صحیح را ندارد.

پس پیام روشن است: غرور و خودپسندی را کنار بگذاریم و به ضعف خود واقف باشیم. ما آدمیان عادی نه خلیل هستیم، نه کلیم، نه نبی. وظیفه ما هشیاری، احتیاط و فروتنی در برابر حکم الهی و دام‌های این جهان است تا از این اسفل سافلین به رستگاری برسیم، همچنان که قرآن می‌فرماید: «خلقنا الانسان فی احسن تقویم ثم رددناه اسفل سافلین الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات.»

نکات کلیدی

  • خود را با برگزیدگان الهی مقایسه نکنیم؛ توکل و کرامت آنان از مأموریت ویژه و تأیید الهی نشأت می‌گیرد که شامل حال هر کسی نیست.
  • بی‌توجهی به موقعیت عادی خود می‌تواند به گمراهی و هلاکت منجر شود؛ تیغ ما تیز است و دست غیبی جلودارمان نخواهد شد.
  • بسیاری از «دام‌ها»ی جهان، نه بیرونی، بلکه درونی‌اند؛ شهوات و تمایلات سرکش نفس اماره، خود بزرگ‌ترین مهلکه برای انسان‌اند.
  • از روی غرور، خود را در معرض امتحان‌های سخت و تصمیم‌گیری‌های دشوار قرار ندهیم؛ در این دوراهی‌ها، اغلب ضعف و لغزش ما آشکار می‌شود.
  • همواره به ضعف خود واقف باشیم و همچون مولانا از خداوند بخواهیم که ما را در میان راه‌های متعدد سرگردان نکند و راهی روشن پیش رویمان نهد.

Sources: d6-s27 · 11:53:22 d6-s27 · 14:50:22

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.