قرائت دفتر ۶ بخش ۲ - سؤال سایل از مرغی کی بر سر ربض شهری نشسته باشد سر او فاضل‌ترست و عزیزتر و شریف‌تر و مکرم‌تر یا دم او و جواب دادن واعظ سایل را به قدر فهم او بیت ۱۴۰

M6:140 — بر زمین و چرخ عرضه کرد کس‌؟ / خوبی و عقل و عبارات و هوس‌؟

بر زمین و چرخ عرضه کرد کس‌؟خوبی و عقل و عبارات و هوس‌؟
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:140

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آیا کسی خوبی، عقل، توانایی بیان و هوس‌های خود را به زمین و آسمان عرضه کرد؟ معنا: این بیت به صورت رتوریک می‌پرسد که آیا انسان هرگز خود را با کائنات بی‌جان مقایسه می‌کند، زیرا برتری جوهری انسان بر زمین و آسمان آشکار و غیرقابل قیاس است.

شرح

در ادامهٔ بحث از کرامت انسان که در آیهٔ «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ» و ابیات پیشین مثنوی مطرح شد، مولانا به شیوه‌ای قاطع و رتوریک، برتری جایگاه آدمی را بر کائنات بی‌جان یادآور می‌شود. می‌گوید: آیا هرگز انسانی به خود اجازه داده است که زیبایی‌های وجودی، عقلانیت، قدرت بیان و حتی هوس‌ها و آرمان‌های خود را در برابر زمین و آسمان عرضه کند و بگوید: من از شما برترم؟ خیر، هرگز چنین نکرده و نمی‌کند. چرا؟ زیرا چنین قیاسی، «قیاس مع‌الفارقه» است؛ قیاسی باطل است و اصلاً محلی از اعراب ندارد. آدمی خود را چنان فراتر از این کائنات می‌بیند که حتی لافِ «هوس» و میل و ارادهٔ خود را در برابر آن‌ها نمی‌زند، چه رسد به برتری‌های عقلانی و معنوی. ما خود را خیلی برتر از سطح آن‌ها می‌دانیم و چنین مقایسات بیهوده‌ای نمی‌کنیم.

برای توضیح بیشتر این نکته، مولانا تمثیلی درخشان می‌آورد: آیا تو در مقابل نقشی زیبا بر دیوار حمام عمومی می‌ایستی و زیبایی خود را به آن عرضه می‌کنی و می‌گویی: «ببین، من از تو زیباترم؟» هرگز چنین نمی‌کنی، چرا که آن نقش بی‌جان است و چنین قیاسی بی‌معناست. اما اگر از آن نقش‌های دلربا بگذری و به یک زن مسن، ناتوان و حتی نیمه‌کور برسی، خود را در مقابل او عرضه می‌کنی و می‌گویی: «من از تو جوان‌ترم، تواناترم، زیباترم.»

تفاوت در کجاست؟ چرا آدمی خود را با آن نقش زیبا قیاس نمی‌کند، اما با یک انسانِ پیر و ناتوان قیاس می‌کند؟ مولانا پاسخ می‌دهد: «چیست در این عجوزه که در آن‌ها (نقش‌ها و کائنات) نبود؟ تو نگویی، من بگویم در بیان، عقل و حس و درک و تدبیر است و جان.» آری، در آن پیرزن، عقل هست، حس هست، درک و تدبیر هست و مهم‌تر از همه، جان و روح هست. این همان گوهر مشترکی است که انسان را قادر به قیاس با دیگری می‌کند.

من قویاً معتقدم که این بیت و ابیات بعدی، پیامی عمیق فلسفی را در خود دارند: روح، خود را تنها با روح قیاس می‌کند. «King speaks only to the king.» انسان، موجودی است آگاه و خودآگاه، و تنها می‌تواند خود را با موجوداتی در سطح هستی‌شناختی خویش مقایسه کند که واجد آگاهی، عقل، ادراک و اراده باشند، نه با توده‌های بی‌جانِ ماده، هرچند عظیم و گسترده باشند. کرامت آدمی در همین جوهر پنهان است که او را از کرات و کهکشان‌ها نیز برتر می‌نشاند.

نکات کلیدی

  • برتری جوهری انسان بر کائنات بی‌جان، اصلی خودآشکار و غیرقابل قیاس است.
  • کرامت ذاتی انسان از کرمنا بنی آدم نشأت می‌گیرد، نه از توانایی مادی یا بزرگی فیزیکی.
  • انسان تنها خود را با هم‌نوعانِ دارای عقل، شعور، درک و اراده قیاس می‌کند.
  • معیار ارزش و قیاس در هستی، وجود «جان» و آگاهی است، نه حجم و وسعت مادی.
  • این بیت تأکیدی است بر جایگاه ممتاز انسان به‌عنوان موجودی واجد روح، در برابر جسم بی‌جان کائنات.

Sources: d6-s04 · 00:36:08 d6-s04 · 00:38:58

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.