قرائت دفتر ۶ بخش ۴۶ - لیس للماضین هم الموت انما لهم حسرة الفوت بیت ۱۴۵۰

M6:1450 — نیستش درد و دریغ و غبن موت / بلک هستش صد دریغ از بهر فوت

نیستش درد و دریغ و غبن موتبلک هستش صد دریغ از بهر فوت
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1450

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: مردگان نه درد و اندوه مرگ دارند و نه غبن آن را حس می‌کنند، بلکه صدها دریغ و افسوس دارند از بابت از دست دادن فرصت‌ها (فوت زمان و اعمال نیک).

شرح

این بیت از آن سخنان حکیمانهٔ مولاناست که برآمده از یک روایت نبوی است و به گمان من، کلیدی برای درک نگاه او به فرصت‌‌ها و حقیقت پس از مرگ. پیامبر بزرگوار فرمودند: «لیس للماضین هم الموت، انما لهم حسرة الفوت»؛ یعنی آنان که درگذشته‌اند، غم مرگ ندارند، بلکه غم از دست دادن فرصت‌ها را دارند. مولانا این نکتهٔ عمیق را به شیواترین بیان در این بیت و ابیات پس از آن به تصویر می‌کشد.

من عرض می‌کنم که مرگ، واقعه‌ای حتمی و گریزناپذیر است. همه ما فانی هستیم و سرانجام به محضر پروردگار بازخواهیم گشت. پس، غم از اصل مردن، بی‌معناست. اما این فرصت‌های زندگی، این «عمر» که به ما ارزانی شده، موهبتی است که قدرش غالباً دانسته نمی‌شود. وقتی پرده کنار رود و چشم بر حقایق باز شود، آنگاه این حسرت رخ می‌نماید: «چرا از وقت و عمر خود آن‌چنان که باید استفاده نکردم؟»

این حسرت، به تعبیر مولانا، یکی از بزرگترین عذاب‌هاست. شاید سوزنده‌تر از آتش. چرا؟ چون این حسرت دیگر سازنده نیست. در این دنیا، پشیمانی و حسرت می‌تواند محرکی باشد برای جبران و عمل؛ همان‌طور که می‌فرماید: «گر توکل می‌کنی در کار کن / کار کن پس تکیه بر جبار کن». یعنی حسرتِ فعال، نه حسرتِ منفعل. اما حسرت پس از مرگ، مطلقاً راه جبران ندارد. قرآن کریم حال این پشیمانان را به زیبایی تصویر می‌کند که می‌گویند: «رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ» و پاسخ می‌آید که این تنها «سخنی است که او می‌گوید»، یعنی بی‌فایده و بی‌اثر. این حسرتِ بی‌امکانِ جبران، جان آدمی را از هزاران آتش سوزنده‌تر می‌گدازد.

مولانا در ادامه این بحث، معنای عمیق‌تری از «مرگ» را نیز مطرح می‌کند که صرفاً مرگ جسمانی نیست. مرگ حقیقی، به زعم او، ترک تعلقات، رها کردن زوائد و حواشی، و قربانی کردن «خودِ کاذب» در پای «خودِ صادق» است. این نوع از مرگ، نه تنها حسرت‌زا نیست، بلکه «مخزن هر دولت و هر برگ» است؛ زیرا فرصتی برای تکاپو و رسیدن به حقایق اصیل را فراهم می‌آورد. این رویکرد به «مرگ»، انسان را به جای خزیدن در کنج غم و اندوه، به فعالیت و جدّیت وا می‌دارد.

از سوی دیگر، مولانا به نکته‌ای فلسفی و عرفانی اشاره می‌کند که اغلب ما دچار آن هستیم: «احولی» یا دوبینی. ما واقعیت یگانه را کثیر می‌بینیم و مهم‌تر اینکه، «خیالات» و «اوهام» خود را واقعیت می‌پنداریم و تمام عمر را قبلهٔ این خیالات می‌کنیم. این «نقش‌ها» و «صورت‌ها» ما را از دیدن «معنا»ی زیرین و «حقیقت» باطنی غافل می‌کند. او می‌گوید: «حسرت آن مردگان از مرگ نیست / زانست که اندر نقش‌ها کردیم ایست.» این توقف بر ظواهر، بر «کف» دریا، و غفلت از «آب» زیرین، عمری ما را در سراب می‌راند و آنگاه که اجل فرارسد، می‌بینیم تمام آنچه قبله کرده بودیم، مثل کف روی آب ناپدید شده‌اند و ما مانده‌ایم و دریایی که شناگری در آن نمی‌دانیم.

نکتهٔ حیاتی این است که ما باید از «نقش» و «کف» به «باد» و «دریا» برسیم. وظیفهٔ انسان، «نظر» کردن است؛ نگاهی نافذ که از ظاهر به باطن راه یابد. به قول مولانا: «ما همه چشمیم، باقی جمله پوست». حقیقت وجود ما همین «دیدن» است، نه دیدن با چشم سر، که دیدن با بصیرت و بینش عمیق. این نگاه است که انسان را می‌سازد و به کار می‌آید، وگرنه بقیهٔ وجود، «شحم و لحم»ی است که به هیچ دردی نمی‌خورد. تمام مثنوی، دعوتی است برای گذار از صورت به معنا، از کف به دریا، و از احوالی به وحدت‌بینی.

نکات کلیدی

  • حسرت مردگان از مردن نیست، بلکه از دست دادن فرصت‌های زندگی و اعمال صالح است.
  • این حسرت، عذابی سوزاننده و غیرقابل جبران است، زیرا در جهان دیگر امکان بازگشت و تدارک نیست.
  • مولانا «مرگ» را نه فقط پایان جسمانی، بلکه ترک تعلقات و قربانی کردن «خود کاذب» می‌داند که این خود، مخزن دولت‌های روحانی است.
  • «احولی» یا دوبینی ما را از دیدن وحدت و حقیقت باز می‌دارد و موجب می‌شود خیالات را قبله کنیم.
  • توقف بر «نقش‌ها» (ظواهر) و غفلت از «معنا» (باطن)، ریشهٔ اصلی حسرت پس از مرگ است.
  • «نظر» یا ژرف‌نگری، یگانه کار حقیقی انسان برای گذار از صورت به معنا و رسیدن به حقایق اصیل است.

Sources: d6-s30 · 00:08:30 d6-s30 · 00:10:53 d6-s30 · 00:23:12

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.