قرائت دفتر ۶ بخش ۴۶ - لیس للماضین هم الموت انما لهم حسرة الفوت بیت ۱۴۵۳

M6:1453 — حسرت آن مردگان از مرگ نیست / زانست کاندر نقشها کردیم ایست

حسرت آن مردگان از مرگ نیستزانست کاندر نقشها کردیم ایست
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1453

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: حسرت مردگان از مرگ نیست، بلکه از آن روست که در بندِ نقش‌ها و ظواهرِ دنیا متوقف شدند. معنا: این بیت بیان می‌کند که دغدغه اصلی آنان که از دنیا رفته‌اند، ترس از خود مرگ نیست، بلکه اندوه از دست دادن فرصت‌هایی است که در زندگی برای فراتر رفتن از ظواهر و رسیدن به حقایق داشتند.

شرح

بی‌هیچ تردیدی می‌توانم بگویم که این بیت از کلیدی‌ترین بیت‌های مثنوی در فهم بینش مولانا دربارهٔ حیات و ممات و غایتِ هستی است. مولانا در اینجا به یک حدیث نبوی اشاره می‌کند: «لیس للماضین هم الموت، انما لهم حسرة الفوت». این روایت، بنیادِ این بینش است که مردگان غم مرگ ندارند، بلکه حسرتِ فوتِ فرصت‌ها را می‌خورند.

من این را بارها گفته‌ام که مرگ، خود واقعه‌ای حتمی و غیر قابل پیشگیری است؛ همگان، دیر یا زود، به ملاقات پروردگار خویش می‌رویم. اما آنچه مایهٔ سوز و گداز پس از مرگ می‌شود، این نیست که چرا مردیم، بلکه این است که چرا در زمان حیات، فرصت‌های بی‌بدیل را از کف دادیم، چرا قدرِ وقت را ندانستیم و آن‌گونه که باید، زندگی نکردیم.

مولانا به صراحت می‌گوید که: «حسرت آن مردگان از مرگ نیست، زانست کاندر نقش‌ها کردیم ایست.» این «نقش‌ها» چه هستند؟ این‌ها همان صورت‌های ظاهری جهان‌اند که ما را به خود مشغول می‌دارند و مانع می‌شوند از اینکه به معنای زیرینِ آن‌ها راه ببریم. این «ایست» کردن در نقش‌ها، در واقع همان «قبله کردن خیالات» است که در جای دیگری می‌گوید. آدمی، به خاطر «حول» یا همان دوبینیِ وجودی‌اش، خیالاتی را واقعیت می‌پندارد و آن‌ها را قبلهٔ عمر خود می‌کند. این اوهام، این آرمان‌های باطل، این دلبستگی‌های بی‌حاصل، همه نقش‌هایی هستند که عمر بر سر آن‌ها تباه می‌شود.

مولانا این مفهوم را با تمثیل «کف و دریا» بسیار زیبا بسط می‌دهد. این عالمِ صورت، «کف دریاست». کف، گرچه از دریا می‌جنبد و تغذیه می‌کند، اما خودِ دریا نیست. ما در طول زندگی، بر روی این کف می‌مانیم و خیال می‌کنیم که این تمامِ واقعیت است. اما وقتی «بحر افکند کف‌ها را به بر»، یعنی وقتی مرگ فرارسد و جسم ما را که خود کف است کنار بیندازد، آنجاست که بحران آغاز می‌شود. آن وقت است که دریا، ما را در ورطهٔ بحرانِ وجودی می‌افکند و دیگر توان شناگری نداریم؛ چون عمری را صرف شناختِ کف کرده‌ایم، نه دریایِ زیرِ آن.

عذابِ حسرت، به گمانِ من، بسی سوزنده‌تر از آتشِ جهنم است؛ چرا که در آن هیچ امکانِ جبران یا تدارکی نیست. قرآن از کسانی می‌گوید که پس از مرگ می‌گویند: «رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ»، اما پاسخ می‌شنوند که: «إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا». این فقط حرفی است که گفته می‌شود و هرگز به اجابت نمی‌رسد. آری، این ندانستنِ اینکه حسرت گرچه سوزاننده است، اما سازنده نیست، آدمی را از درون می‌کشد.

پس، راه رهایی چیست؟ مولانا در اینجا بر «نظر» و دیدنِ عمیق تأکید می‌کند. می‌گوید: «ما همه چشمیم، باقی جمله پوست». حقیقتِ وجودِ ما در همان نگاهِ نافذی است که از ظواهر می‌گذرد و به باطن‌ها راه می‌برد. باید «چون غبار نقش دیدی، باد بین، کف چو دیدی، قلزم ایجاد بین». یعنی وقتی نقش را دیدی، باد را که آن را برانگیخته ببین و وقتی کف را دیدی، دریایِ بی‌کرانِ هستی را زیر آن ادراک کن. این همان «ترک تعلقات» و «قربانی کردن خود کاذب» است که مولانا آن را «مرگِ سازنده» می‌نامد؛ مرگی که مخزن هر دولت و هر برگ است و آدمی را به تکاپو وا می‌دارد، نه اینکه در کنج غم اسیر کند. ما باید تمامِ تنِ خود را در این «نظر» خلاصه کنیم و به قول مولانا: «در نظر رو، در نظر رو، در نظر»؛ چرا که جز این، باقی همه «شحم و لحم» است که به کارِ تابِ شمع و کبابِ مخمور نمی‌آید.

نکات کلیدی

  • حسرت مردگان از فرصت‌های از دست رفته است، نه از نفس مرگ.
  • چسبیدن به ظواهر (نقش‌ها) و غفلت از حقایق (معنا)، ریشه این حسرت است.
  • مرگ سازنده، ترک تعلقات و قربانی کردن «خود کاذب» برای «خود صادق» است.
  • «دو بینی» (حول) ما را وادار می‌کند تا خیالات و اوهام را واقعیت پنداشته و در نقش‌ها متوقف شویم.
  • راه نجات، «نظر» عمیق و عبور از «کف» به سوی «دریای معنا» است.
  • عذاب حسرت از آن رو سوزاننده است که آدمی می‌داند مطلقاً امکان جبران نیست.

Sources: d6-s30 · 00:10:53 d6-s30 · 00:08:30 d6-s30 · 00:23:12

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.