قرائت دفتر ۶ بخش ۵۲ - باز سؤال کردن صوفی از آن قاضی بیت ۱۶۴۸

M6:1648 — خود چه کم گشتی ز جود و رحمتش / گر نبودی خرخشه در نعمتش

خود چه کم گشتی ز جود و رحمتشگر نبودی خرخشه در نعمتش
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1648

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: از جود و رحمت الهی چه چیزی کم می‌شد، اگر در نعمت‌هایش ناخالصی و آمیختگی‌ای نمی‌بود؟ معنا: صوفی از خداوند می‌پرسد که اگر جهان را سراسر نور و شادی می‌آفرید و نعمت‌هایش را با رنج و ناخوشی نمی‌آمیخت، چه چیزی از جود و رحمت بیکرانش کاسته می‌شد؟

شرح

این بیت، در قلب پرسش صوفی از قاضی، یک سؤال کانونی و ازلی را مطرح می‌کند که بی‌شک در میان خداشناسان و فلاسفه الهی، از سپیده‌دمِ اندیشه تا امروز، همواره مطرح بوده و همچنان بی‌پاسخ نهایی مانده است. مولانا خود نیز به این نزاع پایان‌ناپذیر اشاره می‌کند، آنجا که می‌گوید: «در میان جبری و اهل قدر / همچنان جنگ است تا حشر ای پدر.» این همان پرسش کانت است، «مسئله شر»، اما با لحن و رویکردی متفاوت.

صوفی در ابیات پیشین، با حیرت و حسرت می‌پرسد که چه می‌شد اگر جهان همواره «ابروی رحمت» می‌گشود و لبخند می‌زد؟ اگر هر دم شوری نمی‌آورد و «نیش» را به «نوش» نمی‌آمیخت؟ اگر شب، چراغ روز را نمی‌دزدید و زمستان، باغ عیش‌آموز را نمی‌برد؟ اگر جام صحت با «سنگ تب» نمی‌شکست و ایمنی به «خوف» و «کرب» آغشته نمی‌شد؟

آن گاه به اوج پرسش می‌رسد: «خود چه کم گشتی ز جود و رحمتش / گر نبودی خرخشه در نعمتش.» واژه «خرخشه» در اینجا معنایی فراتر از غوغا و بانگ می‌یابد و به معنای «ناخالصی و آمیختگی» به کار رفته است. صوفی در حقیقت می‌پرسد که اگر خداوند، در آفرینش جهان و اِعطای نعمت‌هایش، آن‌ها را با هیچ ناخوشی، درد یا نقصی نمی‌آمیخت و سراسرِ گیتی را خیرِ محض می‌کرد، آیا این کار از جودِ بی‌انتهای او چیزی می‌کاست؟ آیا رحمت مطلقش نقصانی می‌پذیرفت؟ چه خللی به اوصاف کمال الهی وارد می‌آمد؟

این پرسشی است که به ژرف‌ترین لایه‌های حکمت آفرینش و صفات باری‌تعالی می‌پردازد. مولانا، با درایت خاص خود، بلافاصله به این سؤال فلسفی سنگین پاسخ نمی‌دهد، بلکه برای «مصلحت وقت» و «خوش کردن خاطر» مستمعان، داستانی شیرین از «ترک و درزی» آغاز می‌کند. این تعلیق و چرخش روایی، خود نشانی از عظمت و پیچیدگی این سؤال دارد؛ گویی پاسخی ساده و یکتا برای آن وجود ندارد و مولانا ترجیح می‌دهد این حقیقت را در تار و پود قصه‌ها و معارف عمیق‌تر مثنوی، به‌تدریج آشکار کند.

نکات کلیدی

  • بیت، سؤال پرنیال «مسئله شر» و حکمت آفرینش را مطرح می‌کند.
  • صوفی به دنبال چرایی آمیختگی نعمت‌های الهی با ناخوشی‌ها و نقص‌ها است.
  • واژه «خرخشه» در این زمینه به معنای ناخالصی و آمیختگی نعمت است.
  • پرسشگر به ذات و صفات بیکران خداوند (جود و رحمت) ارجاع می‌دهد.
  • مولانا به جای پاسخ مستقیم، به دلیل پیچیدگی موضوع، روایت را با داستانی دیگر ادامه می‌دهد.

Sources: d6-s37 · 00:21:08 d6-s37 · 00:22:19 d6-s37 · 00:25:34 d6-s37 · 00:25:57

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.