قرائت دفتر ۶ بخش ۵۴ - قال النبی علیه السلام ان الله تعالی یلقن الحکمة علی لسان الواعظین بقدر همم المستمعین بیت ۱۶۵۸

M6:1658 — گر نبودی گوشهای غیب‌گیر / وحی ناوردی ز گردون یک بشیر

گر نبودی گوشهای غیب‌گیروحی ناوردی ز گردون یک بشیر
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1658

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر گوش‌هایی برای دریافت غیب و اسرار پنهان وجود نداشت، هرگز یک پیام‌آور از آسمان وحی نمی‌آورد. معنا: این بیت بیان می‌کند که ارسال پیامبران و وحی الهی، مشروط به وجود انسان‌هایی است که قابلیت دریافت و فهم پیام‌های غیبی را داشته باشند؛ خداوند برای کسانی که گوشی شنوا ندارند، پیامی نمی‌فرستد.

شرح

من همواره بر این نکته تأکید کرده‌ام که در منظومه فکری مولانا، جایگاه مخاطب و مستمع نه یک جایگاه منفعل، بلکه نقشی بنیادین و تعیین‌کننده است. این بیت شاهدی قاطع بر این مدعاست. مولانا پیش از این از تأثیر «جذب سمع» بر «خوش‌لبی» سخنگو سخن گفت، و از اینکه چگونه گرمی و جد معلم از صبی می‌آید، و حتی چنگ‌نوازی که گوشی نیابد، چنگش باری بر دوش او می‌شود. اکنون او این اصل را از سطح مناسبات زمینی و بشری به عرصه آسمانی و الهی گسترش می‌دهد.

مولانا با صراحتی بی‌پرده می‌گوید: «گر نبودی گوش‌های غیب‌گیر / وحی ناوردی ز گردون یک بشیر». یعنی اگر در زمین کسانی نبودند که از «گوش‌های غیب‌گیر» برخوردار باشند، اگر انسان‌هایی با قابلیت دریافت و فهم وحی و پیام‌های غیبی وجود نداشتند، و اگر خداوند چنان عقل و تمیزی به آدمیان نبخشیده بود که بتوانند مخاطبان صمیمی و مشتاق پیامبران باشند، هرگز هیچ پیامبری از آسمان نمی‌آمد. این تعبیری ژرف از قاعدهٔ «عدم عبث» در کار خداوند است. خداوند حکیم است و کار عبث نمی‌کند. او پیامبرانش را برای سنگ و گل نمی‌فرستد، بلکه برای «هوش و دل» می‌فرستد؛ برای دل‌هایی که می‌توانند «بشارت‌ها و انذارهای مبشرین و منذرین» را بشنوند، بگیرند و بفهمند.

این در واقع، تقدیری بی‌نظیر از کرامت و مرتبت انسان است. این همان نکته‌ای است که در احادیث قدسی نظیر «لولاک لما خلقت الافلاک» (اگر تو نبودی، افلاک را خلق نمی‌کردم) منعکس شده، اگرچه ممکن است سندیت حدیث در جای خود بحث‌برانگیز باشد، اما مضمونش با نگاه مولانا به جایگاه محوری انسان در آلیتهٔ خلقت همخوانی دارد. زمین و زمان، گردش افلاک و خنده زمین (اشاره به بیت بعدی)، همه برای ماست. ما محوریم، اما نه برای غرور، بلکه برای درک مسئولیت سنگین این جایگاه رفیع. این نگاه کاملاً ضد جبر است و بر اراده، هوش و پذیرش انسان تأکید می‌کند. وحی نه فقط نازل می‌شود، بلکه باید صید و گرفته شود؛ و این صید، بدون «گوش‌های غیب‌گیر» ممکن نیست. پیامبران می‌آیند چون ما آماده دریافتیم. این یک رابطه دوسویه است، نه یک‌طرفه.

نکات کلیدی

  • وجود وحی و پیامبران، مشروط به وجود «گوش‌های غیب‌گیر» در انسان است.
  • خداوند حکیم است و فعل عبث نمی‌کند؛ پیام‌های او برای هوش و دل‌های آماده است.
  • قابلیت دریافت وحی، تقدیری از جایگاه رفیع و کرامت انسان در هستی است.
  • انسان محور خلقت است، نه برای غرور، بلکه برای درک مسئولیت سنگین این جایگاه.
  • این نگاه بر اراده، هوش و پذیرش انسان تأکید می‌کند و کاملاً ضد جبرگرایی است.
  • رابطه نزول وحی دوسویه است: خدا پیام می‌فرستد چون انسان آماده دریافت آن است.

Sources: d6-s37 · 00:33:25 d6-s37 · 00:37:27 d6-s37 · 00:40:40

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.