قرائت دفتر ۶ بخش ۵۴ - قال النبی علیه السلام ان الله تعالی یلقن الحکمة علی لسان الواعظین بقدر همم المستمعین بیت ۱۶۶۰

M6:1660 — آن دم لولاک این باشد که کار / از برای چشم تیزست و نظار

آن دم لولاک این باشد که کاراز برای چشم تیزست و نظار
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1660

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن سخن «لولاک» را این‌گونه تعبیر کن که کارِ آفرینش، برای دیده‌ای تیزبین و ناظر است. معنا: مولانا این بیت را برای تفسیر حدیث قدسی «لولاک لما خلقت الافلاک» (اگر تو نبودی افلاک را نمی‌آفریدم) آورده و می‌گوید این عالم به خاطر چشم‌های تیزبین و اهل نظری آفریده شده که توان درک اسرار خلقت را دارند، نه فقط به خاطر شخص پیامبر.

شرح

این بیت در ادامهٔ ابیاتی می‌آید که مولانا دربارهٔ رابطهٔ آسمان با زمین، و نقش بینندگان صنع الهی در پایداری و معنای آفرینش سخن می‌گوید. ابتدا می‌فرماید: «ور نبودی دیده‌های صنع‌بین / نه فلک گشتی نه خندیدی زمین»؛ اگر دیدگان بینایی نبودند که صنعت و دست‌آفرینیِ خداوند را در طبیعت ببینند، نه افلاک می‌گشتند و نه زمین می‌خندید. این بدان معناست که ما آدمیان محوریت داریم؛ بهار برای ما می‌شود، خزان برای ما می‌شود. جهان به دور سر ما می‌گردد، نه از سر غرور، که برای یادآوری جایگاه بلندی که خداوند در خلقت به ما عطا کرده است.

پس از آن، مولانا به سراغ حدیث قدسیِ مشهور «لولاک لما خلقت الافلاک» می‌رود که خداوند به پیامبر می‌گوید: «اگر تو نبودی، افلاک را نمی‌آفریدم.» من (سروش) قویاً معتقدم که این حدیث از روایات مجعوله و موضوعه است؛ چنان‌که علامه جلال‌الدین سیوطی نیز در کتاب «اللآلئ المصنوعه فی الاحادیث الموضوعه» به آن اشاره کرده است. و دریغ که پس از آن، جعل‌های دیگری نیز بر آن افزوده‌اند، همچون «لولاک لما خلقت محمد» برای امام علی و «لولا فاطمه لما خلقتک» برای حضرت فاطمه، که بر در و دیوار شهرها نقش بسته و به مبنای اعتقادی عوام تبدیل شده است.

اما مولانا در این بیت، از این حدیثِ به ظاهر مجعول، نکته‌ای حکیمانه بیرون می‌کشد. او می‌فرماید: «آن دم لولاک این باشد که کار / از برای چشم تیز است و نظار.» یعنی آن سخنِ «لولاک»، آن نفس و گفتار خداوند، این معنا را دارد که کارِ آفرینش، برای چشم تیز و نگاهی نافذ است؛ برای کسانی است که می‌توانند راز خلقت را دریابند و معنای آن را بفهمند. مولانا این «تو» در «لولاک» را نه صرفاً شخص پیامبر، بلکه ظرفیت انسانی برای درک و مشاهدهٔ عمیق می‌داند که در وجود پیامبر به کمال رسیده است.

پس، خلقت عالم نه به خاطر یک وجود خاص و فردی، بلکه به خاطر استعداد ادراک و معرفت در وجود آن انسانِ کامل است. این تفسیر، به جهانِ دور سر آدمیان می‌گردد، به معنی که آدمی جایگاهی بس رفیع در هستی دارد، چرا که قابلیت فهم و شهود اسرار الهی را داراست. این نگاه، ماهیتی هستی‌شناختی به انسان می‌بخشد و او را نه تنها دریافت‌کنندهٔ خلقت، که شرط تحقق معنای آن می‌شمارد. اینگونه است که مولانا حتی از روایات ضعیف نیز به مدد کیمیای طبع خود، حقایق بلند بیرون می‌کشد و راهی تازه برای تأمل در معنای آفرینش می‌گشاید.

نکات کلیدی

  • جهان به اعتبار قابلیت درک و شهود انسان آفریده شده است.
  • مولانا حتی از احادیث ضعیف نیز با تأویلی حکیمانه، معنای بلند استخراج می‌کند.
  • «لولاک» نه فقط اشاره به شخص پیامبر، بلکه نمادی از ظرفیت بی‌نظیر انسانی برای معرفت است.
  • جایگاه رفیع انسان در هستی به دلیل توانایی او در مشاهدهٔ صنع و اسرار الهی است.
  • ادراک بشر شرط تحقق و پایداری معنای آفرینش است.

Sources: d6-s37 · 00:37:27 d6-s37 · 00:40:40 d6-s37 · 00:42:28 d6-s37 · 00:45:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.