قرائت دفتر ۶ بخش ۵۴ - قال النبی علیه السلام ان الله تعالی یلقن الحکمة علی لسان الواعظین بقدر همم المستمعین بیت ۱۶۶۸

M6:1668 — آن زمان را محشر مذکور دان / وان گلوی رازگو را صور دان

آن زمان را محشر مذکور دانوان گلوی رازگو را صور دان
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1668

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن هنگام را محشر یادشده بدان، و آن گلوی رازگشا را همچون نفخ صور (صور اسرافیل) بشناس. معنا: مولانا در اینجا محشر را نه فقط به عنوان واقعه‌ای در آینده، بلکه به عنوان حالتی در این جهان نیز معرفی می‌کند و فاش‌شدن رازها در کشاکش نزاع‌ها را نمونه‌ای از آن می‌داند.

شرح

این بیت در پرانتز سخن، در میانه‌ی داستان دوزنده و تُرک، توسط مولانا گنجانده شده است تا به ما پرده از حقیقتی جهان‌شمول بردارد. من معتقدم که مولانا در اینجا یک «محشر» دیگر را به ما معرفی می‌کند؛ محشری که در همین دنیا برپا می‌شود، نه صرفاً در پایان تاریخ. قرآن کریم می‌فرماید: «یوم تُبلَی السَّرائِر»؛ روزی که رازها فاش می‌شوند. مولانا همین صفت مهم قیامت را برمی‌دارد و نمونه‌ای زمینی و روزمره از آن را به ما نشان می‌دهد: نزاع و ستیز میان آدمیان.

زمانی که دو نفر با هم به جنگ و نزاع می‌پردازند، از سر خشم و کینه، پرده از اسرار یکدیگر برمی‌دارند و «لباس زیرین» هم را به اصطلاح بر باد می‌دهند. عیوب و رازهای نهفته آشکار می‌شود، آبروها می‌رود و هیچ پرده‌پوشی‌ای باقی نمی‌ماند. مولانا می‌گوید: «هر کجا آیی تو در جنگی فراز / بینی آنجا دو عدد در کشف راز». این لحظه، این «آن زمان» نزاع و افشای اسرار، به مثابه یک «محشر مذکور» است. همان‌طور که ما در زبان فارسی عامیانه می‌گوییم «فلانی محشر به پا کرد» یا «قیامت به پا کرد» و بیشتر مرادمان شلوغی و آشفتگی است، مولانا در اینجا بر جنبه‌ی «کشف راز» آن تأکید می‌کند. این صحنه، خود نمونه‌ای کوچک از روز قیامت است که اسرار پنهان هویدا می‌گردند.

و آن «گلوی رازگو» که این رازها را افشا می‌کند، آن صدای افشاگر، مولانا آن را به «صور اسرافیل» تشبیه می‌کند. همان صور که در روز قیامت دمیده می‌شود و مردگان را زنده می‌کند تا برای حسابرسی گرد آیند و رازهایشان فاش شود. در اینجا، آن زبان گزنده و آن گلویی که به وقت خصومت، بی‌پروا اسرار دیگران را برملا می‌سازد، در حکم همان صور است که نفخ آن، آغازگر محشری کوچک و فاش‌کننده‌ی نهانی‌هاست.

اما مولانا از این هم فراتر می‌رود و یک بینش الهیاتی ژرف‌تر را پشت این پدیده قرار می‌دهد. او می‌گوید: «خدا اسباب خشمی ساخته است / و آن فضائح را به کوی انداخته است». یعنی این‌طور نیست که این نزاع‌ها و فاش شدن رازها صرفاً تصادفی باشد؛ بلکه اراده‌ی الهی بر این تعلق گرفته است که پرده از کژی‌ها برداشته شود. این به قول من، همان «کارکرد الهیاتی نزاع» است. در جای دیگری مولانا می‌فرماید: «چون خدا خواهد که پرده کس درد / میلش اندر طعنه پاکان برد». یعنی اگر خداوند بخواهد آبروی کسی را ببرد و رازهایش را فاش کند، اول او را به طعنه زدن و عیب‌جویی از پاکان وامی‌دارد؛ و همین عمل، خود زمینه‌ساز رسوایی او می‌شود. یا در جای دیگر می‌گوید: «چون خدا خواهد که‌مان یاری کند / میل ما را جانب زاری کند». یعنی اگر اراده‌ی حق بر یاری بنده‌ای تعلق گیرد، او را به گریه و زاری می‌اندازد، چرا که «تا نگرید طفلک حلوافروش / بحر بخشایش نمی‌آید به جوش».

پس، این بیت نه فقط وصف یک واقعه‌ی بیرونی، بلکه هشداری است در باب ارتباط علت و معلولی اعمال ما با اراده‌ی پنهان الهی. این خود یک حکمت عملی است که مولانا با لطافت بیان می‌کند: مراقب باش که هرگاه در پی فاش کردن راز دیگران برآیی، خود را در آستانه‌ی محشری قرار داده‌ای که ممکن است فضاحت‌های خودت نیز در آن آشکار شود. این یعنی «غمازی خدا»؛ آن خدای «ستار» که گناهان را می‌پوشاند، اگر از حد بگذری، خود «غماز» تو خواهد شد و رازهایت را فاش خواهد کرد، چنان که در بیت بعدی می‌آید: «حق همی دید آن ولی ستار خوست / لیک چون از حد بری غماز اوست».

نکات کلیدی

  • محشر و روز قیامت جلوه‌هایی در همین دنیا دارد و فاش‌شدن رازها یکی از آن جلوه‌هاست.
  • نزاع‌ها و افشای عیوب دیگران، تجلی محشری کوچک است که در آن پرده‌ها از اسرار برداشته می‌شود.
  • گلوی رازگو در لحظه‌ی خصومت، همچون صور اسرافیل، فاش‌کننده‌ی نهان‌ها و برپاکننده‌ی قیامت است.
  • فاش شدن اسرار در نزاع‌ها، تصادفی نیست؛ بلکه اراده‌ی الهی بر گشودن پرده از کژی‌ها تعلق گرفته است.
  • خداوند «ستار» است، اما اگر بنده از حد بگذرد، خود «غماز» او می‌شود و رازهایش را آشکار می‌سازد.
  • این بیت هشداری عملی است که در پی رسوایی دیگران بودن، می‌تواند به رسوایی خود فرد منجر شود.

Sources: d6-s37 · 00:47:11 d6-s37 · 00:47:49 d6-s37 · 00:49:12 d6-s37 · 00:50:00 d6-s37 · 00:51:30 d6-s37 · 00:52:45

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.