قرائت دفتر ۶ بخش ۶۱ - جواب دادن قاضی صوفی را بیت ۱۷۵۳

M6:1753 — بهر این دکان طبع شوره‌آب / هر دو عالم را روا داری خراب

بهر این دکان طبع شوره‌آبهر دو عالم را روا داری خراب
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1753

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: برای خاطر این دکانِ طبعِ شوره‌آبِ خود، روا می‌داری که هر دو عالم به ویرانی کشیده شوند. معنا: مولانا از زبان قاضی، کسی را که از رنج‌ها و تضادهای جهان گلایه می‌کند، عتاب می‌کند که چگونه به خاطر هوس‌های پست و طبیعت ناسازگار خود، می‌خواهد که حکمت و نظم هر دو جهان (دنیوی و اخروی) به هم بریزد.

شرح

من در مواضع گوناگون از این نکته سخن گفته‌ام که مولانا جهان را نظامی تمام و کمال می‌بیند، جهانی که هر جزئی از آن در جای خود نشسته و حکمتی در ورای تمامی پدیده‌ها، از جمله رنج‌ها و سختی‌ها، نهفته است. این بیت دقیقاً در همین سیاق و به غایت کوبنده، عتابی است از زبان قاضی به صوفیِ پرسشگر که از چالش‌ها و تلخی‌های دنیا گلایه می‌کند. قاضی در اینجا زبان مولاناست، زبانی که می‌کوشد نگاه ما را به حقیقتِ رنج‌ها و جایگاه آن‌ها در هستی تغییر دهد.

صوفیِ سؤال‌کننده (که در واقع نمایندهٔ هر انسانی است که سرشتی شوره‌آب دارد و از رنج گریزان است) در پی جهانی است که در آن نیک و بدی نباشد، نفسی و شیطانی نباشد، زخم و چالشی در کار نباشد. او گمان می‌برد که نبود این‌ها، جهان را مکانی دلپذیرتر می‌سازد. اما قاضی مولانا با قاطعیت تمام به او می‌گوید: «بهر این دکان طبع شوره‌آب / هر دو عالم را روا داری خراب». این تعبیری است به شدت بلیغ و رسا.

این "دکان طبع شوره‌آب" کنایه از هوس‌های سطحی، لذت‌طلبی‌های زودگذر، و طبیعتی است که ظرفیت پرورش حقیقت و کمال را ندارد؛ همچون زمینی که شوره‌زاره و محصولی نمی‌دهد. چنین طبعی، فقط آرامش و آسایش بی‌دردسر را می‌طلبد و از هرگونه چالش می‌گریزد. اما مولانا می‌پرساند که اگر جهان این‌گونه بود، اگر این "جنگ" و کشاکش میان اضداد نبود، چگونه اوصافی چون صبر، شجاعت، سخاوت، و حکمت پدیدار می‌شد؟ چگونه رستم و حمزه از مخنث تمییز داده می‌شدند؟ چگونه علم و حکمت، که کارشان تمییز راه از بی‌راه است، معنا می‌یافت؟ اگر همه چیز هموار و بی‌تفاوت بود، همه مثل هم بودند و هیچ استعدادی شکوفا نمی‌شد. این همان است که در قرآن نیز آمده است که: «لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ» (انفال: ۳۷)، این جهان و روزگار حکم غربال را دارد تا پاک از ناپاک جدا شود.

پس، این رنج‌ها نه شرِّ محض‌اند و نه اتفاقی بی‌حکمت. آن‌ها "صحنه‌هایی برای پدید آمدن و بیدار شدن استعدادها" هستند. جهان ما، "صحنهٔ امتحان" و "فرصتی برای تصفیهٔ روح" است؛ کوره و صیقلی است که گوهر وجود آدمی را آشکار می‌سازد و از آلایش می‌رهاند. اگر این چالش‌ها نبود، تمایزی میان گوهر ذات اشیاء پیدا نمی‌شد؛ معلوم نبود چه کسی در بلا صبور است، و چه کسی در فراوانی انفاق‌کننده. فیلسوفان نیز از دیرباز به "حکمتِ رنج‌ها" اذعان کرده‌اند؛ رنج‌هایی که مصلحت نظام عالم‌اند و خیری در باطن خود دارند.

مولانا با این عتاب، در واقع می‌گوید که آرزوی جهانی بی‌رنج، آرزوی فروپاشیِ تمام حکمت و مصلحتِ الهی در خلقت است؛ یعنی ما را به این سو می‌خواند که از خود بپرسیم آیا این رنجی که ما از آن می‌گریزیم، صرفاً حاصل طبع شوره‌آب و تنگ‌بینی ماست، یا واقعاً نقصی در آفرینش است؟ پاسخ مولانا، بی‌هیچ تردیدی، آن است که نقص در نگاه و طبعِ شوره‌آب ماست، نه در معماریِ بی‌نقصِ هستی.

نکات کلیدی

  • مولانا رنج‌های جهان را بخشی از حکمت الهی و نظامی کامل می‌داند، نه نقص یا شرّ مطلق.
  • "دکان طبع شوره‌آب" کنایه‌ای از هوس‌های سطحی و طبیعتی است که از رنج می‌گریزد و نمی‌تواند به کمال برسد.
  • چالش‌ها و تضادها در جهان، ابزاری برای آشکار شدن استعدادها و اوصاف درونی انسان‌اند؛ بدون آن‌ها تمایز و تکاملی رخ نمی‌داد.
  • آرزوی جهانی بی‌رنج، در واقع آرزوی فروپاشی نظم و حکمت الهی در آفرینش است.

Sources: d6-s39 · 01:21:01 d6-s39 · 01:37:01 d6-s39 · 01:48:24

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.